( 1 ) و فصل ديگرى از اين نامه را بشنويم كه مىگويد :
« اما ناسزا گفتن شما به دليل اعمال سياست مجوس نسبت به شما ، هيچ چيز شما را به آن معتقد نمىكند جز مناعت . حتى اگر ميمونها و خوكها بر شما امارت كنند ، به آنها نمىگوييد مگر امير المؤمنين . به جان خودم سوگند ، شما مجوس بوديد و اسلام آورديد مانند پدران و مادران ما در قديم . آنها مجوس بودند كه مسلمان شدند و شما مسلمانيد كه مرتد شديد ، پس مجوسى كه مسلمان شود بهتر است از مسلمانى كه به ارتداد گرايد . پس آنها نهى از منكر و امر به معروف مىكنند ، و به كارهاى پسنديده نزديك مىشوند و از كارهاى ناپسند دورى مىجويند ، و از مقدسات اسلام دفاع مىكنند ، و از شرّى كه به شرك و اهل آن مىرسد خوشحال مىشوند و از آنچه به اسلام و اهل آن مىرسد خرسند هستند .
فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
« 1 » .
( 2 ) شما يا آن كسى هستيد كه با جان خود بازى مىكند و يا يك احمق ، يا مغنّى ، يا دفزن و يا نىزن هستيد . و اللّه اگر بنى اميه كه شما ديروز آنها را كشتيد زنده مىشدند به آنها گفته مىشد : اهانتى نيست بر شما از آن عيوبى كه به وسيلهء آنها بىفضيلت شديد ، چون كه آنها اضافه كردند آنچه را كه شما پذيرفتيد باطنا و ظاهرا مانند يك صنعت و اخلاق .
شما جزع مىكنيد وقتى شرّى به شما مىرسد و وقتى به خوبى رسيديد مانع مىشويد . خود را براى خلاف سرزنش نمىكنيد و به كار خوب اميد نداريد مگر با ترس . چگونه خلاف خود را سرزنش كند در حالى كه شب تا صبح سوار است و صبح مىكند در حالى كه از گناه خود در شگفت است كه گويى ستايشى را كسب كرده است . آخرين آرزوى او شكم و فرج است .
هامش
( 1 ) احزاب / 23 .