تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
آشنا نيست . به او فرصت داده نشده روى پاى خود بايستد و تجربه‌اى ندارد ، زنان او را اداره مىكنند و كنيزان تكفّل او را به عهده دارند ، پس تفقّه در دين پيدا نكرده است . او بين حلال و حرام را تميز نمىدهد ، مگر معرفتى كه مراعات نگشته و دليلى بر آن اقامه نشده است . اگر او شايستگى داشت و تجربه او را تقويت كرده بود و تفقّه در دين داشت ، و به درجهء بالاى اميرى عادل در زهد در دنيا رسيد و خودش را از آن كنار كشيد . او براى من مانند يك نفر از عك و حمير خواهد بود . بنا بر اين مكرر اين كلمات را تكرار نكنيد ، زيرا زبان من هنوز پر از مطلب و اخبارى است كه از تذكر آن تنفر دارم و جان شما را مىكاهد وقتى آشكار شود . آنچه قابل ذكر مىباشد اين است كه خدا روزى امرش را مىرساند و حكمش را ظاهر مىكند . ( 1 ) اگر شما همه چيز را رد كنيد مگر كشف پوشش و آشكار شدن عيوب ، پس رشيد از پدرانش به من خبر داد از آنچه در كتاب دولت و غير آن يافته بود كه دولت عباسيان بعد از فرزند هفتم عباس به پايان مىرسد و نعمت متعلقه به آنها به حيات او محدود مىشود ، پس اگر آن نعمت با تو وداع كرد با او وداع كن و اگر شخص مرا از دست داديد پس پناهگاهى براى خود جستجو كنيد . و هيهات ، كه شما چيزى جز شمشير نخواهيد داشت ، حسنى انتقامجو و هلاك‌كننده براى شما مىآيد و درو مىكند شما را دروكردنى يا سفيانى وحشى و القائم المهدى كه خون شما را نمىريزد مگر به حق . » اين قسمت از نامه دلايل مأمون را براى عدم انتخاب فرزندش عباس به نامزدى براى وليعهدى بيان مىكند : عباس شرايطى را كه بايد براى شايستگى وليعهدى داشته باشد نداشت ، مانند علم و فضل و تقوا و غير آن . عباس هنوز بچه بود و روزگار او را تهذيب نكرده بود و تجربه هنوز او را جلا نداده بود . او نه علم و نه فرهنگى داشت ، بلكه جوانى بود كه به وسيلهء زنان هدايت مىشد و با نظر كنيزان عمل مىكرد . پس چگونه مأمون حق داشت كه او را نامزد اين