گرداند - متذكر شديد ، پس به جان خودم سوگند كه آن نقطه نظر من است براى استقلال و تجديد حيات كه از اين طريق اميد به عبور از صراط است و نجات از ترس روز فزع بزرگ ( قيامت ) ، و من فكر نمىكنم كارى بهتر از اين كرده باشم كه بايد برگردانم مثل اين ( خلافت ) را به مانند او ( رضا ) . من چگونه مىتوانم آن را به دست آورم ، و شما چگونه مىتوانيد به اين سعادت برسيد ؟ » مأمون نقطه نظر فاميلش را كه به ولايتعهدى امام رضا عليه السلام عيب گرفته بودند و آن را لغزشى غير قابل بخشش مىدانستند رد كرد و به آنها جواب داد كه او گامى بزرگ در راه تجديد حيات و استقلال امّت برداشته است ، زيرا او براى رهبرى جامعه بهترين انسان روى زمين را انتخاب كرده است تا حق را به پا دارد و عدل را گسترش دهد و شكوه اسلام را برگرداند .
( 1 ) و اين فصل ديگرى از اين رساله است ، مىگويد :
« اما گفتهء شما كه من آراء پدران شما و بصيرت گذشتگانتان را سفيهانه شمردم ، مشركان قريش هم اين گونه مىگفتند :
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
« 1 » . واى بر شما ! دين از كسى گرفته نمىشود مگر از پيامبران ، پس بفهميد [ آنچه را كه من به شما مىگويم ] ، و من نمىبينم كه شما آن را بفهميد . »
مأمون با اين بيان ، نقطه نظرات خاندان خود را رد كرد كه مدعى بودند او نقطه نظرات پدران آنها را سفيهانه دانسته و ديدگاههاى گذشتگان آنان را فاسد كرده است به علت خوبى و نيكى به آل نبى صلّى اللّه عليه و آله . اين منطق مسخره را مشركين نيز به كار مىبردند و وقتى پيامبر بزرگوار ، آنها را به كلمهء توحيد فرا خواند آن را رد كردند و گفتند :
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
.
هامش
( 1 ) زخرف / 23 .