تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
به وسيلهء آنان قوى شد ، جهاد مىكند و اگر يارانى پيدا نكرد ، پس سرزنش مال آنهاست نه مال او ، زيرا آنها در هر حال مأمور به پيروى از او بودند ، و او مأمور به جهاد با آنها نبود مگر به قوت ؛ و آن به منزلهء حج خانهء خداست براى مردم كه اگر حج انجام دادند ، آنچه را كه بر آنها واجب بوده اداء كرده‌اند و اگر اين كار را نكردند ، ملامت بر آنهاست نه بر خانهء خدا . ( 1 ) متكلّم ديگرى از مأمون پرسيد : اگر وجود يك امام واجب الاطاعه ناچار لازم است چگونه بناچار لازم است كه او على باشد و نه ديگرى ؟ مأمون اين شبهه را رد كرد و گفت : از آن جهت كه خداى متعال اطاعت فرد مجهولى را واجب نمىسازد ، زيرا آن ممتنع است يعنى شدنى نيست ، و اگر اطاعت كسى را واجب ساخت ، آن كس بايد معيّن و مشخص باشد ، بنا بر اين چاره‌اى نيست جز اينكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله واجب را معرفى كند تا عذرى بين خدا و بندگانش نباشد . براى مثال ، اگر خداى متعال روزهء ماهى را واجب كند بر مردم و مردم ندانند كه آن چه ماهى است و آن ماه نشانه‌اى نداشته باشد ، بر مردم است كه با عقل خود آن را استخراج كنند تا به آنچه خدا اراده كرده است برسند . مردم در اين زمان نه نيازى به رسول دارند كه براى آنها بيان نمايد و نه به امامى كه خبر رسول را براى آنها نقل كند . متكلّم ديگرى اشكال كرد و گفت : از كجا ثابت مىدارى كه على بالغ بود هنگامى كه پيامبر او را به دين اسلام فرا خواند ، در حالى كه مردم گمان مىكنند او بچّه بود زمانى كه پيامبر به اسلام دعوتش كرد و بر او احكام جايز نبود و به سنّ مردان نرسيده بود . مأمون پاسخ داد : راستى نمىشود فكر كرد در زمانى كه پيامبر از او دعوت كرد به دين اسلام ، پس اگر چنين باشد توان تكليف را داشته و براى انجام فرايض قوى بوده است .