تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
( 1 ) مأمون جواب داد : اين سؤال درست نيست ، براى اينكه سؤال از عمل مثبت مىكنند نه از عمل منفى . لازم است كه در اختيار كار على عليه السلام نظر كنى و فكر كنى كه آيا از جانب خدا بوده است يا از جانب غير او ؟ پس اگر صحيح است كه آن از جانب خداى متعال بوده است ، پس شك در تدبير او كفر است به جهت قول خداى متعال كه مىفرمايد :
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
« 1 » . پس كارهاى فاعل تابع اتصال به اوست . پس اگر قيام او براى خدا بود كار او هم از اوست و بر مردم است كه راضى و تسليم باشند . و رسول خدا ( ص ) جنگ روز حديبيه را ترك كرد ، روزى كه مشركين مانع شدند پيامبر در خانهء خدا قربانى كند ، و چون يارانى پيدا كرد و قوى شد ، جنگيد ، همان گونه كه فرمود خداى متعال :
فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ
« 2 » ، سپس خداى عزّ و جل فرمود :
فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ
« 3 » . يكى ديگر از متكلّمين از مأمون پرسيد : اگر تو مدعى هستى كه امامت على عليه السلام از جانب خداست و او واجب الاطاعه است ، پس چرا براى انبيا جايز نبود مگر اينكه مردم را به خدا دعوت كنند و تبليغ نمايند و براى على جايز است كه ترك كند آنچه را كه مأمور به دعوت مردم در پيروى از اوست ؟ ( 2 ) جواب مأمون : ما ادعا نمىكنيم كه على عليه السلام مأمور به تبليغ بود مانند يك رسول ، اما او به عنوان نشانه‌اى بين خدا و خلق بود . هر كه پيروى او نمود مطيع است و هر كس مخالفت او كرد عاصى است . اگر يارانى پيدا كرد كه
هامش
( 1 ) نساء / 65 . ( 2 ) حجر / 85 . ( 3 ) توبه / 5 .