تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
در بارهء على و راويان حشويه در بارهء غير آن . پس آنچه را كه در بارهء امامت مىخواهى كى ثابت مىشود ؟ ( 1 ) متكلّم ديگرى پرسيد : آيا جايز است كه گمان كنى اصحاب محمد صلّى اللّه عليه و آله خطا كردند ؟ مأمون جواب داد : چگونه گمان كنم كه آنها خطا كردند و بر گمراهى جمع شدند در حالى كه آنها نه واجبى را مىدانند و نه سنّتى را ؟ زيرا تو گمان مىكنى كه امامت نه واجب است از طرف خداى متعال و نه سنّت است از جانب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله . پس در چيزى كه نه واجب است و نه سنّت ، چگونه خطا باشد ؟ متكلّم ديگرى فورا به مأمون گفت : اگر تو ادعا مىكنى كه امامت براى على است نه كسى ديگر ، پس بر آنچه ادعا مىكنى بيّنه ارائه كن . مأمون توضيح داد : من ادعا نمىكنم بلكه اقرار مىكنم ، و بيّنه بر اقراركننده نيست ، و مدعى است كه ادعا مىكند متولّى عزل و نصب است ، اما بيّنه خالى از اين نيست كه يا بايد از شركاى او باشد كه همگى با او مخالف‌اند و يا بايد از غير آنها باشد و غير موجود نيست ، پس چگونه مىتواند بر اين مطلب شاهد آورد ؟ متكلّم ديگرى پرسيد : على بعد از مرگ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چه كارى بايد انجام مىداد ؟ مأمون پاسخ داد : او آن را انجام داد - يعنى على عليه السلام آنچه را كه بر او واجب بود انجام داد . متكلّم پرسيد : آيا بر على واجب نبود كه به مردم بگويد او امام است ؟ مأمون جواب داد : يقينا امامت چيزى نيست كه مربوط به او يا به كار مردم باشد يا چيزى مانند انتخاب يا برترى و امثال آن ، بلكه مربوط به كار خداى تبارك و تعالى است ، همان گونه كه به ابراهيم خليل فرمود :
إِنِّي
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 418 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد محمد صالحى