و ازدى گفته است :
و لقد دعوت الوحش فيه و صاحبى * محض القوادم من هجان هيكل
من حيوانى وحشى را براى رفاقت فرا خواندم كه پا و بدن صافى داشت .
بنا بر اين او اسبش را رفيق خود خوانده است .
( 1 ) اما قول خداى متعال كه مىفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ مَعَنا
، خداى تبارك و تعالى با شخص خوب و با فاجر است . مگر قول خدا را نشنيدهاى كه مىفرمايد :
ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا
« 1 » ؟
اما قول خداى متعال كه مىفرمايد :
لا تَحْزَنْ
، به من بگو آيا حزن ابو بكر از طاعت بوده يا از معصيت ؟ اگر بگويى از طاعت بوده پس پيامبر را قرار دادهاى از كسانى كه از طاعت نهى مىكنند ، و اين خلاف صفت حكيم است ؛ و اگر گمان مىكنى كه از معصيت است ، پس چه فضيلتى براى عاصى است ؟ به من بگو از قول خداى متعال كه مىفرمايد :
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ
« 2 » ، بر چه كسى آرامش را نازل كرد ؟
اسحاق گفت : آرامش در بارهء ابو بكر نازل شد ، براى اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله منزّه از صفت سكينه است .
مأمون در جواب گفت : به من بگو از قول خداى متعال كه مىفرمايد :
وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
« 3 » ، آيا
هامش
( 1 ) مجادله / 7 .
( 2 ) توبه / 40 .
( 3 ) توبه / 25 و 26 .