است .
( 1 ) مأمون اين نظر را رد كرد و گفت : پس چه فضيلتى در عريش بود ؟ اگر فضيلت ابو بكر در تخلّف از جنگ بوده است پس واجب است هر متخلّفى را بر مجاهدين ترجيح دهيم ، و خداى تعالى مىفرمايد :
لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً وَ كُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً
« 1 » .
و مأمون رو به اسحاق بن حمّاد بن زيد كرد و گفت : « سورهء « هل اتى » را بخوان . » و او از بزرگان علما بود . و اسحاق شروع به خواندن كرد . وقتى به قول خدا رسيد كه مىفرمايد :
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً
( تا قول او )
وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً
« 2 » ، مأمون به او گفت : در بارهء چه كسى اين آيات نازل شده است ؟
گفت : در بارهء على .
مأمون فورا گفت : آيا تو فهميدى كه على عليه السلام وقتى مسكين و يتيم و اسير را اطعام مىكرد گفته باشد كه : « ما براى خدا اطعام مىكنيم ، پاداش و تشكرى از شما انتظار نداريم » همان گونه كه خداى متعال در كتابش توصيف كرده است ؟
گفت : نه .
مأمون گفت : خداى متعال باطن و نيّت على را مىشناسد و آن را در كتابش ظاهر نموده و كار مخلوق خود را تعريف كرده است .
مأمون پرسيد : آيا مىدانى كه خداى متعال وصف كرده باشد بهشت را با چيز ديگرى از شيشهاى كه از نقره ساخته شده باشد آن گونه كه در اين آيه
هامش
( 1 ) نساء / 95 .
( 2 ) دهر / 8 - 22 .