است كه مىفرمايد :
قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ
« 1 » ؟
جواب بود : نه .
( 1 ) مأمون پاسخ داد : پس اين فضيلت ديگرى است . چگونه ممكن است شيشه از نقره باشد ؟
پاسخ داد : نمىدانم .
مأمون گفت : منظور اين است كه به علت شفافيت آنها ، گويى آنها از نقره ساخته شدهاند . آنچه در آن ديده مىشود درست مانند چيزى است كه در خارج آنها ديده مىشود . اين درست مانند كلام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است - اى اسحاق - كه مىفرمايد : « ميلت را به قوارير كم كن » ، و مرادش از كلمهء « قوارير » زنان بود به جهت لطافت و رقّت جسم آنان . و قول او صلّى اللّه عليه و آله : « سوار اسب ابى طلحه شدم ، گويى دريايى بود » ، و مرادش تند رفتن او بود مانند رفتن روى آب دريا ، و مانند قول خداى متعال كه مىفرمايد :
وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ما هُوَ بِمَيِّتٍ وَ مِنْ وَرائِهِ عَذابٌ غَلِيظٌ
« 2 » يعنى گويى مرگ از همه طرف به سوى او مىآمد و اگر از يك طرف هم مىآمد او مىمرد . اى اسحاق ، آيا تو از آنهايى نيستى كه گواهى مىدهند آن ده نفر در بهشتاند ؟
جواب داد : بلى .
مأمون پرسيد : اگر كسى بگويد : « من نمىدانم كه آيا اين حديث درست است يا غلط » ، تو او را به عنوان يك كافر نمىبينى ؟
جواب داد : نه .
مأمون پرسيد : اگر كسى بگويد : « من نمىدانم كه آيا اين سوره متعلّق به قرآن است يا نه » ، تو او را يك كافر نمىخوانى ؟
هامش
( 1 ) دهر / 16 .
( 2 ) ابراهيم / 17 .