تكليف كند چيزى را كه در طاقت او نيست ؟ پس اگر بگوييد « بلى » كافر شدهايد ، و اگر بگوييد « نه » پس چگونه جايز است امر كند پيامبرش را به دعوت كردن كسى كه امكان پذيرش آن را ندارد به علت كوچكى و كمى سن و جوانى او و ناتوانيش از قبول آن .
( 1 ) و علت ديگر : آيا ديدهايد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله احدى از كودكان اهل آنجا را دعوت كرده باشد و غير آنها را كه او برابر باشد با على ؟ بنا بر اين اگر شما مدعى هستيد كه كس ديگرى را غير از على دعوت نكرده است ، پس اين فضيلتى براى على است بر همهء كودكان مردم .
پس مأمون به سوى علما متوجه شد و به آنها گفت : چه عملى بعد از سبقت در دين به ايمان نزديكتر است ؟
همه گفتند : جهاد در راه خدا .
در نتيجه مأمون در اثبات بحثش عليه آنها راجع به اينكه على عليه السلام افضل از هر كسى است ادامه داد و گفت : آيا شما فكر كردهايد كه هر يك از اشخاص دهگانه فعاليتى در جهاد داشتند آن گونه كه على در تمام مواقف در زمان پيامبر داشته است ؟ براى نمونه در جنگ بدر بيش از شصت نفر از مشركين كشته شدند كه على بيش از بيست نفر آنها را كشت و بقيهء مردم چهل نفر را كشتند .
يكى از محدّثين گفت : ابو بكر با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در عريش بود و جنگ را ساماندهى مىكرد .
مأمون سخن او را رد كرد و گفت : مطلب عجيبى گفتى ! آيا او جنگ را بدون پيامبر ساماندهى مىكرد ، يا با پيامبر شريك بود ، يا پيامبر احتياج به رأى ابو بكر داشت ؟ كدام يك از اين سه را تو دوست دارى ؟
عالم جواب داد : پناه به خدا مىبرم از اينكه ادعا كنم كه بدون پيغمبر جنگ را ساماندهى مىكرده يا با او شريك بوده يا پيامبر احتياج به او داشته
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 408
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤٠٨