روى خود نمىآورد . سپس دستور داد سر را به زير آوردند و آن را به عراق فرستاد تا با بدنش دفن شود . « 1 »
با اين مصيبت ، زندگى امين پايان يافت . و اين حكايت از قساوت مأمون و بىرحمى او نسبت به برادرش مىكند كه نمايانگر عدم ترحم در وجود اوست ، و اين نبود مگر به دليل حرص او بر سلطنت .
اما امين مواجه با امام رضا عليه السلام نشد ، و شايد دليل آن اشتغال او به جنگ با برادرش مأمون بود .
( 1 )
حكومت مأمون
قبل از اينكه ما در بارهء كار امام رضا عليه السلام در دوران مأمون صحبت كنيم ، لازم است شمّهاى در بارهء زندگى مأمون توضيح دهيم .
( 2 )
مادر مأمون
مادر مأمون كنيزى از خدمتكاران قصر رشيد بود كه به كار آشپزى اشتغال داشت . مورخين گفتهاند كه او زشتترين و كثيفترين زن در آشپزخانه بود .
بعضى منابع گفتهاند زبيده خاتون با هارون شطرنج بازى كرد و او را شكست داد و از او خواست تا با مراجل ، زشتترين كنيز مطبخ ، همبستر شود . هارون امتناع كرد و خراج مصر و عراق را به زبيده داد و او نپذيرفت . بنا بر اين به اصرار زبيده با او همبستر شد و مراجل مأمون را حامله شد . « 2 »
هامش
( 1 ) مروج الذهب ، ج 3 ، صص 225 - 226 .
( 2 ) حياة الحيوان ، ج 1 ، ص 72 .