بخواهد مىكند و هدايت مىكند كسى را كه به سوى او برگردد و توبه كند .
( 1 ) من هم اكنون در بارهء سؤالهاى زيادى به تو پاسخ دادم . پس شما و آنهايى كه چنين سؤالهايى را مطرح كردهاند بايستى بدقت پاسخها را ملاحظه كنند و تدبّر نمايند . پس اگر در مسائل شفا نيست پس من قبلا يك چيزى كه مانند يك بحث و يك درس معتبر بود به شما ارائه دادم . زيادى سؤالهاى انتقادى از نقطه نظر ما مكروه است زيرا سؤالات چيزى را جز امتحان ما و اينكه راهى به سوى شبهه و گمراهى پيدا كنند نيست ، و كسى كه بخواهد چيزى را مشتبه كند خدا خود او را مشتبه نموده و او را به خودش وامىگذارد . تو و اصحابت به پاسخ من به سؤالاتتان توجه نخواهيد كرد . پس آن با من است ، اگر من بخواهم و تصميم بگيرم آن با من است نه با آنچه كه شما و اصحابتان مىگوييد . شما نمىدانيد چنين و چنين ، بلكه ناچاريد به ما ، زيرا ما از آن بر يقين هستيم و شما از آن در شك هستيد . » « 1 »
اين است پايان نامهاى كه امام براى حسين بن مهران فرستاده و محتوى مطالب مبهم است همانطور كه ارتباط منطقى بين كلمات آن نيست به اضافهء اينكه فصولش از هم جداست و بيشتر ظن بر اين است كه چيزى كه موجب ربط آن مىشده و مقصود آن را روشن مىكرده ، حذف شده است .
على اىّ حال اين نامه سختىهايى را كه امام و جامعه از واقفىهايى كه به دنيا مغرور بودند كشيدند ، بيان مىكند .
( 2 )
حسين بن عمر
او گفت : من حد اكثر استفاده را از يحيى بن اكثم قاضى سامرّاء كردم . من با
هامش
( 1 ) معجم رجال الحديث ، ج 4 ، صص 104 - 107 .