( 1 )
الوشّاء
الوشّاء گزارش داد گفت : وقتى من يك واقفى بودم به خراسان رفتم ، و با خود يك ماسك حمل مىكردم و يك جامهء زرى بود در يكى از جنگها ، اما نمىدانستم كجا آن را گذاشتهام . وقتى وارد خراسان شدم و در خانهاى فرود آمدم يكى از مدينهايها آمد و به من گفت : ابو الحسن الرضا به تو مىگويد : بستهء جامه را كه با خوددارى به من بده . سؤال كردم : چه كسى ورود من و داشتن جامه را به ابو الحسن گفته است ؟ پس او برگشت به نزد من و گفت : امام رضا مىفرمايد : آن جامه در چنين جايى است و چنان است . من نگاه كردم ، همان جايى بود كه او گفته بود ، و سپس من آن را براى او فرستادم . اين دليلى شد كه من هدايت شدم . « 1 »
اينها بعضى از مؤمنين هستند كه خدا آنها را هدايت كرد و از وقف برگشتند و امامت امام رضا عليه السلام را پذيرفتند .
( 2 )
مشكل خلق قرآن
از جمله حوادث مهم در زمان امام رضا عليه السلام مسئلهء خلق قرآن بود زيرا علما در بارهء آن اختلاف شديدى پيدا كردند و عدهاى از آنها رنج زيادى را متحمل شدند همراه با كينهء دولت و خشم تودهء مردم . اين فكر در اواخر دولت اموى نشأت گرفت و اول كسى كه اين فكر را به وجود آورد جعد بن درهم ، معلّم مروان بن محمد آخرين خليفهء بنى اميه بود و او نخستين كسى بود كه
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 354 .