نمىشود و كسى را او گمراه كرد هدايتى برايش نيست ، و تو وليى را نمىيابى كه او را هدايت كند .
تو گفتى : در امر آنها كار كن و براى نيرنگ چاره بينديش . چگونه حيله ؟ و خدا مىفرمايد :
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلى وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
« 1 » تا قول او عزّ و جل :
لِيَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ
« 2 » .
( 1 ) اگر در بارهء آنچه پرسيدهاند جواب بدهى ، آنها پارسا و تسليم خواهند شد و آنچه كه من به تو دستور دادم مربوط به من است . شما و آنها انكار كرديد بعد از من . ملاقات من طولانى شد برايم ، و آن نبود جز اينكه من اميد اصلاح داشتم طبق كلام امير المؤمنين عليه السلام كه مىفرمايد : « نزديك شويد و از من سؤال كنيد ، همانا علم مىجوشد . » و دستش را بر شكمش مىماليد و مىگفت :
« آن را پر از طعام نكردهام ، اما آن را پر از علم كردهام . قسم به خدا آيهاى نازل نشده نه در خشكى و نه در دريا ، و نه در دشت و نه در كوه مگر اينكه من آن را مىدانم ، و مىدانم كه در بارهء چه كسى نازل شده است . » و قول ابى عبد اللّه عليه السلام : « از اهل مدينه من به خدا شكايت مىكنم . من در ميان آنها مانند مويى هستم چون نمىتوانم حركت كنم . آنها از من مىخواهند كه حق را نگويم . قسم به خدا هميشه حق را خواهم گفت تا بميرم . » من براى حفظ جان شما حق را مىگويم . و متحد شويد همان گونه كه قبلا بوديد ، و اسرار شما بايد مكتوم باشد و نبايد در بين ديگران گسترش يابد .
و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « اما اسرارى كه خدا محرمانه به جبرئيل گفت ، و جبرئيل آن سر را محرمانه به محمد ( ص ) گفت ، و محمد ( ص ) آن اسرار را به على گفت ، و على آن اسرار را به آن كسى كه
هامش
( 1 ) نحل / 38 .
( 2 ) انعام / 113 .