عليه السلام نامه نوشت با لحنى كه حاكى از نفاق و عدم ايمان او بود ، زيرا او به امام امر و نهى مىنمود و در مكاتبه مراعات مقام امام را نمىكرد ، و به اين طريق ادب را به كنارى نهاده بود . از اين رو امام نامهاى به او نوشت و به اصحابش دستور داد از آن نسخهبردارى كنند ، مبادا ابن مهران ( حسين ) بتواند آن را پنهان نمايد . نامه به شرح زير است :
( 1 ) « به نام خداوند بخشندهء مهربان . خدا از من و تو بگذرد . نامهات به دستم رسيد و در آن مردى را متذكر شده بودى كه متهم به خيانت و فريب است ، و گفته بودى كه از او بپرهيز ، و تذكر داده بودى كه چگونه او مورد قبول من قرار گرفته و كس ديگرى را به سوى من فرستاده است . بنا بر اين تو بحث زياد كردى و مدعى امرى بر ضدّ او شدى و خواستى كه در مثل آن وارد شوى . تو گفتى : او براى امور من با عقل و نيرنگ خودش كار مىكند ، آن را براى خودش مىخواهد و قصد دارد كه دل مردم را به خود جذب كند تا كار به دست او باشد و براى خودش عمل كند ، و او مدعى است كه در آنچه توصيه مىكند من اطاعت مىكنم . و حالا تو با من مشورت مىكنى بر طبق آنچه كه با عقل و نيرنگ تو درست است بعد از خودت . اين امر تحقق نمىيابد مگر به يكى از دو طريق ذيل :
يا تو امر را قبول مىكنى همان گونه كه هست ، و يا اينكه آنچه را كه مردم از تو طلب كردند به آنها مىدهى و به درخواستشان پايان مىدهى ، و گرنه موضوع به نقطه نظر ما بر مىگردد . و مردم تسلطى بر اموال ما كه در دستشان است ندارند و آنها اموال ما را به آنها نخواهند داد و به نزد او نخواهند رفت .
بنا بر اين امر بر طبق عقل و نيرنگ تو نيست .
و ما آنچه را كه تو با رأى و مشورت تضعيف كردى انجام نخواهيم داد زيرا امر متعلق به خداى متعال است كه فرد است و بىشريك . او نسبت به بندگانش انجام مىدهد آنچه را كه بخواهد . كسى را كه خدا هدايت كرد گمراه
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 336
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٣٣٦