و بعضى از شيعيان از او پرسيده بودند كه آيا جايز است زكات به آنها داده شود ، حضرت آنها را از اين كار نهى كرد و فرمود : اينها كافر و مشرك و زنديق هستند . « 1 »
محمد بن فضيل بر امام رضا عليه السلام وارد شد و امام را از حال بزرگان وقف مطلع ساخت و گفت : فدايت شوم ، من ابن ابى حمزه و ابن مهران و ابن ابى سعيد را كه از رهبران واقفيه بودند ترك كردم در حالى كه آنها سختترين مردم در نشان دادن دشمنى خود نسبت به خداى متعال بودند .
پس امام در جواب او فرمود : كسى كه گمراه شد به تو ضررى نمىزند وقتى كه تو هدايت شده باشى . آنها به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دروغ بستند ، و من پدرانم را الگو قرار مىدهم .
محمد گفت : تو به ابن مهران گفتى : خدا نور قلبت را ببرد و فقر را در خانهات قرار بدهد .
امام فرمود : حال او و حال برادرانش چگونه است ؟
محمد به او خبر داد كه دعايش مستجاب شده است و آنها گرفتار بدبختى و فقر هستند و گفت : اى آقاى من ، آنها سخت غمگين هستند در بغداد . حسين نمىتواند به عمره برود .
امام رضا عليه السلام وضعش نسبت به واقفيه سخت بود كه در مقابل او تمرّد كرده و امامتش را انكار نموده بودند .
( 1 )
نامهء امام به حسين بن مهران
حسين بن مهران از جمله اشخاص برجستهء واقفيه بود . او به امام رضا
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 12 ، ص 909 .