پايش را خرد مىكردند .
حالا تمام آن ظلم و جورها از بين رفته و عدل جايگزين شده است .
( 1 ) ابن معتز قساوت و نهايت بىرحمى را كه مأموران خراج به منظور وصول آن نسبت به مردم انجام مىدادند توصيف كرده است . آنها مردم را خسته كرده و شكنجه مىدادند . يك نمونه از شكنجههايى كه انجام مىدادند - به طورى كه مورخين گفتهاند - اين بود كه با شلاقهاى آهنين بر سر مردم مىزدند و سرهاى نى را داخل ناخن انگشت مىكردند . « 1 »
اما منصور دوانيقى . او مردم را از ساق پا آويزان مىكرد تا آنچه را كه مديون بودند بپردازند . « 2 »
اما خراج زمين در زمان مهدى عباسى . آنها در نهايت بىرحمى با مردم رفتار مىكردند و مردم را با انواع شكنجهها مانند به كار گرفتن حيوانات درنده و زنبور عذاب مىدادند . « 3 »
اما هارون الرشيد . او در اخذ خراج زمين بسيار بىرحم بود و مردم را سخت تنبيه مىكرد و بر آنها تحصيلدارانى مىگمارد كه هيچ رحم و شفقتى نداشتند . براى نمونه عبد اللّه بن هيثم را مأمور اخذ ماليات از مردم كرد و او مردم را به انواع شكنجههاى مخوف آزرد تا ابن عياض بر او وارد شد ، پس قساوت و عذاب او را بر مردم ديد و گفت : « برداريد عذاب را از مردم . همانا من از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : در روز قيامت خدا شكنجه مىدهد كسى را كه مردم را در اين جهان شكنجه داده است . » بنا بر اين او دستور داد كه شكنجه را از مردم بردارند . « 4 »
هامش
( 1 ) تاريخ ابن الاثير ، ج 8 ، صص 182 - 181 .
( 2 ) المحاسن و المساوى ، ص 339 .
( 3 ) الوزراء و الكتّاب ، ص 142 .
( 4 ) تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 146 .