تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
او عمل مىكنم و هر گونه كه او بخواهد بين شما تقسيم مىكنم و طبق اجازهء او به شما مىدهم . خدا مرا مانند يك قفل براى آن قرار داده است ، اگر بخواهد بازشوم مرا باز مىكند و اگر بخواهد قفل شوم مرا قفل مىكند . » « 1 » اسلام اين سياست ناعادلانه را نمىپذيرد ، زيرا اموال مسلمانان متعلق به خود آنهاست و آنان بايد آن را در راه مصالح اقتصادى و تساوى فكرى مصرف كنند و رئيس دولت را بر آن تسلطى نيست . ( 1 )

تنفر مسلمانان از حكام عباسى

مردم از دولت عباسى تنفر داشتند و خيلى از آنها رنجيده بودند و آرزوى برگشت حكومت اموى با تمام بىرحمى و ستم را داشتند ، زيرا حكام بنى عباس با ظلم و استبداد در جامعه رفتار مىكردند . عبد الرحمن افريقى به منصور دوانيقى مىگويد : « ظلم و ستم در كشور پديدار شده است و من آمده‌ام كه تو را از آن مطلع كنم ، حالا مىبينم كه ظلم و ستم از خانهء تو است . من انجام كارهاى خلاف و گسترش ظلم را ديده بودم . من گمان مىكردم كه رويداد ستم به علت دورى از شماست اما هر چه به شما نزديك‌تر شدم ديدم موضوع خطرناك‌تر است . » منصور از اين كلام عبد الرحمن سخت ناراحت شد و دستور داد او را بيرون كنند . « 2 » منصور از ابن ابى ذؤيب پرسيد : من چگونه مردى هستم ؟ ابن ابى ذؤيب در پاسخ او به منطق آزادگان كه در برابر حكام تسليم نمىشوند ، گفت : به خدا قسم تو بدترين مردان هستى . تو اموال خدا و رسولش را ربوده‌اى و سهم ذوى القربى و يتيمان و مساكين را تصرف كرده‌اى و ضعيف را هلاك نموده‌اى و
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى . ( 2 ) تاريخ بغداد ، ج 10 ، ص 215 .