تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
او را بشنويم : ( 1 )

هجو هارون الرشيد :

وقتى امام رضا عليه السلام شهيد شد ، مأمون كوشيد كه پيكر آن حضرت را در كنار قبر پدرش هارون الرشيد دفن كند . از او در اين باره سؤال شد ، پاسخ داد : ممكن است خدا توسط همسايه‌اش امام رضا او را ببخشد . وقتى دعبل اين را شنيد او را مسخره كرد و گفت :
قبران فى طوس خير النّاس كلّهم * و قبر شرّهم هذا من العبر ما ينفع الرّجس من قرب الزّكى و لا * على الزّكى بقرب الرّجس من ضرر هيهات كلّ امرئ رهن بما كسبت * له يداه فخذ ما شئت او فذر
دو قبر در طوس است كه يكى از آنها بهترين مردم است و ديگرى شريرترين مردم ، و اين درس عبرتى است . پليدى از نزديكى با پاكى سودى نمىبرد و به پاكى در مجاورت پليدى ضررى نمىرسد . هيهات كه هر كس در گرو اعمال خويش است ، دو دست دارد ، هر چه كه خواست بگيرد يا رها كند . چه هجوى براى هارون زشت‌تر و تلخ‌تر از اينكه يك بار او را به شريرترين مردم و بار ديگر او را به پليدى تشبيه كرده است و اينكه نزديكى به قبر امام سودى براى او ندارد ؟ پس براى شخص بر طبق آنچه به دست آورده است با او رفتار مىشود و سودى غير از آن براى او نيست . ( 2 )

هجو ابراهيم بن مهدى :

چون مأمون براى امام رضا عليه السلام به ولايت‌عهدى بيعت گرفت