تو بايد بخوابى كه چشمى كه نمىتواند بخوابد از طريق تو به خواب رود .
منظر تو هر چشمى را كه مىتوانست ببيند كور كرد و خبر مرگ تو هر گوشى را كه مىشنيد كر نمود .
روضهاى نيست كه آرزو مىكند كه جايگه تو و محل قبر تو باشد .
( 1 ) دعبل از نبود حميّت اسلامى انتقاد مىكند كه مسلمانان خوارى و ذلت را پذيرفته و گردن خود را تسليم حكومت يزيد كردهاند ؛ يزيدى كه به ارزشها و موقعيتهاى آنان اهانت كرده است و سر فرزند دختر پيامبر آنها را بر بالاى نيزه و سنان نموده و شهر به شهر و ديار به ديار مىگرداند ، و اين در ديدگاه همهء مردم بود . همه آن را ديدند و شنيدند و هيچ يك از آنها خشم و ناراحتى خود را نسبت به يزيد نشان ندادند . به هر حال من ( يعنى مؤلّف ) فكر مىكنم كه اين وضع نتيجهء سختى ارعاب و وحشتى بود كه عليه جامعه اعمال مىشد . البته اين وضع ارعاب و وحشت در ميان مسلمانان گسترش پيدا كرده بود .
اين بود بعضى از مراثى دعبل خزاعى براى امام حسين سيّد الشهداء عليه السلام .
( 2 )
هجويات دعبل :
دعبل كه از حكام عباسى زمان خود رنجيده بود چندين بار آنها را هجو كرد . او نه تنها احساسات و خواستهايى كه ارتباط با حق نداشتند تحريك مىكرد . او آن حكام را هجو مىكرد به خاطر اينكه از حقيقت روى گردانده و ثروت جامعه را براى عياشيهاى خود به كار گرفته بودند . براى نمونه آنها پول فراوانى براى خوانندگان و افراد فاسد خرج مىكردند و آنها را به قصرهايشان مىآوردند و آنچه را كه خدا حرام كرده بود مانند شراب و انواع لهو و لعب و سرگرمى براى خود فراهم كرده بودند در حالى كه جامعه زندگى فقيرانه و محرومى را سپرى مىكرد . حالا اجازه بدهيد كه بعضى از هجويات