را شناخت كه از كدام يك هستند ، زيرا آنها در نكاح او مشتركند و در اين ، فساد انساب و مواريث و شناخت است . « 1 »
17 . قول خداى متعال :
يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ
« 2 » .
( 1 ) از امام رضا عليه السلام راجع به ارادهء بندگان و ارادهء خداى متعال سؤال شد ، فرمود : ارادهء بندگان ضمير است و عملى كه ظاهر مىشود بعد از آن است ، اما ارادهء خداى متعال احداث فعل است . چون او به چيزى بگويد « باش » ، آن چيز بدون هيچ گونه رنج و زحمتى موجود مىشود . « 3 »
18 . قول خداى متعال :
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ
« 4 » .
( 2 ) امام عليه السلام در جواب محمد بن سنان زمانى كه از آن حضرت دربارهء علت دادن نصف آنچه كه از ميراث به مرد داده مىشود سؤال كرد ، فرمود :
علت دادن به زنان نصف آنچه كه به مردان در ارث داده مىشود اين است كه زن وقتى ازدواج مىكند ، مىگيرد و مرد مىدهد . به اين جهت به مردان چيزى اضافهتر مىدهند . و علت ديگر در اعطاى به مرد دو برابر آنچه كه به زن مىدهند اين است كه زن عيال مرد است و اگر احتياج پيدا كرد ، معاش او بر عهدهء شوهر است و بر عهدهء زن نيست كه هزينهء زندگى مرد را بدهد و اگر مرد محتاج شد از زن هزينهاى دريافت نمىشود . پس ، از اين جهت بر مرد زيادتى مىدهند . و اين قول خداى متعال است كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) مواهب الرحمن ، ج 7 ، ص 279 .
( 2 ) نساء / 26 .
( 3 ) مواهب الرحمن ، ج 8 ، ص 140 .
( 4 ) نساء / 34 .