مىشنود نه مانند شنيدن شنوندگان ، بلكه از او اثر ذرّهاى سياه در شبى تاريك روى سنگى سياه ، زير خاك و در درياها مخفى نيست . ما گفتيم مىبيند نه مانند چشم آفريدگان ، و مىشنود نه مانند شنيدن مخلوقين ، زيرا لغات مختلف او را گيج نمىكند و شنيدن كلامى او را از كلام ديگر منحرف نمىسازد .
امام عليه السلام شبهه را از فتح زدود و براى او توضيح داد كه ديدن و شنيدن خدا جلّ جلاله مانند ديدن و شنيدن انسان نيست .
( 1 ) فتح به امام گفت : فدايت شوم ، يك مسأله باقى است .
امام فرمود : آن را به من بگو .
فتح گفت : تو گفتى كه خداى متعال مىداند چيزى را كه هنوز خلق نشده است . اگر باشد چگونه خواهد بود ؟
امام عليه السلام فرمود : آيا نشنيدهاى كه خدا مىفرمايد :
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
« 1 » ، و مىفرمايد :
وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ
« 2 » ، و مىفرمايد به زبان اهل جهنم :
أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ
« 3 » ، و مىفرمايد :
وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ
« 4 » ؟ پس او داناى به چيزى است كه هنوز وجود ندارد و اگر باشد چگونه خواهد بود .
فتح از علم امام عليه السلام و احاطهء او به اين مسائل كلامى پيچيده تعجب كرده خم شد دست و پاى امام را ببوسد ، نگذاشت ، سر مبارك او را بوسيد و خارج شد در حالى كه شادمان و مسرور بود زيرا امام شك و اوهامى را كه جان او را مىفرسود از او زائل كرده بود . امام عليه السلام در طول بحثش با فتح بسيارى از مطالب مبهم توحيد الهى را توضيح داد .
هامش
( 1 ) انبياء / 22 .
( 2 ) مؤمنون / 91 .
( 3 ) فاطر / 37 .
( 4 ) انعام / 28 .