گردش كرات آسمانى را از طريق قدرت او و نمايش ابرها و تحول بادها و حركات خورشيد و ماه و ستارگان و ديگر عجايب او و تمام آيات آفريدهاش را مىبينم ، مىفهمم كه همهء اينها تصميمگيرنده و سازندهاى دارد .
يقينا هر ذرهاى در اين جهان دليلى است بر وجود آفريدگار بزرگى كه آنها را ساخته است .
اگر انسان بدقت به بدن خود توجه كند و سيستم عجيب و سلولهاى در آن را بنگرد ، مسلما به خداى متعال ايمان مىآورد درست همانطورى كه در روايت آمده است : « كسى كه خود را بشناسد خدايش را شناخته است » .
خداى متعال انسان را به بهترين هيئت آفريد ، پس غير ممكن است كه افزايش يا كاهشى در اندامش باشد . معروف است كه خلقت اين انسان شگفت دليلى است بر وجود خداى متعال ، در نتيجه اثبات امر مانند حرف منطقى است .
از جمله آيات الهى گردش كرات آسمانى ، نمايش ابرها ، گردش بادها و حركات خورشيد و ماه است . خداى متعال مىفرمايد :
لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
« 1 » . پس حمد مخصوص خداست و بسيارى از آيات دليلى بر وجود اوست .
( 1 ) سؤال 5 : پس چرا حس بينايى ، او را درك نمىكند ؟
جواب سؤال 5 : به علت فرق بين او و آفريدگانش كه آنها با حس بينايى درك مىكنند يا با حس ديگرشان . پس او برتر از آن است كه با ديدن درك شود ، يا تصورات او را احاطه كنند ، يا عقل او را دريابد .
حس بينايى و بقيهء حواس بشر محدود هستند ، پس چگونه آنها مىتوانند آفريدگار متعال را ببينند و بر او احاطه پيدا كنند ؟ بلكه آنها درك مىكنند و
هامش
( 1 ) يس / 40 .