( 1 )
7 . مناظرهء امام با يك ملحد
يك ملحد مجرّب در الحاد و كفر سعى كرد در جلسهء امام رضا عليه السّلام كه گروهى مردم نيز بودند ، حضور داشته باشد . امام به سوى ملحد رو كرد و از او پرسيد : مىبينى كه اگر نظر صحيح نظر شما باشد كه اين نظر شما نيست ، پس ما برابر نيستيم ؟ تمام آن نمازها كه خوانديم و روزهها كه گرفتيم و صدقهها كه داديم و عقيدهء محكمى كه بيان كرديم ، ضررى براى ما نخواهد داشت .
ملحد ساكت بود از اين بحث غير قابل تكذيب ، زيرا اگر موضوع آنچنان بود كه ملحد مىگفت كه خدايى نيست ، پس نماز و روزه ضررى به موحّد نمىزد . بعد از آن امام اضافه كرد ، گفت : اگر نظر صحيح نظر ما شد و آن نظر ما است ، پس آيا شما هلاك نخواهيد شد و ما نجات پيدا نخواهيم كرد ؟
امام خواست بگويد ملحدين بدانند كه آفريدگار قادرى هست كه آنها هلاك و رسوا مىشوند و با عذاب دردناكى مواجه مىگردند ، اما مؤمنين و متقين نجات پيدا مىكنند .
ملحد از امام عليه السلام سؤالهاى ذيل را كرد :
( 2 ) سؤال 1 : خدا تو را رحمت كند ! بگذار من بدانم كه خدا كيست و كجاست ؟
جواب سؤال 1 : يقينا عقيدهاى كه تو پذيرفتهاى اشتباه است . او ( خدا ) « جا » را تعيين مىكند و او بود وقتى كه هيچ جايى نبود . او « چه كسى » را درست كرد و او بود وقتى كه هيچ « كسى » نبود ، بنابراين او از طريق « چه كسى است يا كجاست ؟ » شناخته نمىشود ، يا از طريق هر شكل ادراك حسى ، و نه مىشود او را با چيزى قياس كرد .