تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
در واقع خدا نور آسمانها و زمين است زيرا غير ممكن است بشود او را به « كجا » و « چه كسى » توصيف كرد و همچنين به بقيهء صفات ممكن كه زود يا دير از بين مىرود . اما خدا جلّ جلاله نه با حس ادراك مىشود و نه با چيزى مىتوان او را مقايسه كرد . ( 1 ) سؤال 2 : پس او هيچ چيزى نيست اگر نمىشود با هيچ حسى دركش كرد . پاسخ سؤال 2 : واى بر تو ! وقتى حواس تو از درك او قاصر است ، تو خداوندى او را انكار مىكنى . چون وقتى حواس ما از ادراك او قاصر است ما يقين داريم كه او خداى ماست و چيزى غير از ساير چيزهاست . درك حواس در كمّيت و كيفيت ، محدود است ، همان‌طورى كه حواس نمىتوانند بسيارى از ممكنات موجود را درك كنند . به طور مثال حواس نمىتوانند واقعيت روح را درك كنند ، پس چگونه مىتوانند واجب الوجود را درك كنند ؟ ( 2 ) سؤال 3 : به من بگو از چه وقتى او بوده است ؟ جواب سؤال 3 : به من بگو از چه زمانى نبوده است تا من بگويم از چه زمانى بوده است . امام عليه السلام از سؤال ملحد انتقاد كرد زيرا سؤال او دربارهء خداى متعال يك حقيقت درخشان است كه هر كسى از طريق علايم او مىفهمد آفرينش بزرگش و مخلوقات شگفتش را در هر مرحله‌اى كه وجود داشته باشد ، و اين غير ممكن است كه بگويى از كى او بوده است ؟ ( 3 ) سؤال 4 : دليل بر وجود او چيست ؟ پاسخ سؤال 4 : مطمئنا وقتى من به بدنم مىانديشم و مىبينم برايم غير ممكن است كه افزايش دهم يا كاهش دهم عرض يا ارتفاع آن را ، يا چيزهاى مكروه را از آن دور كنم ، يا چيزهاى سودمند را به آن جلب كنم ، پس مىفهمم كه اين ساختمان سازنده‌اى دارد و من او را تصديق مىكنم . وقتى من