بعضى از ممكنات را مىفهمند .
( 1 ) سؤال 6 : پس حد او را براى من تعريف كن .
جواب سؤال 6 : او حد ندارد .
حد مربوط به ممكن الوجود است ، اما واجب الوجود غير ممكن است محدود شود .
( 2 ) سؤال 7 : چرا ؟
پاسخ سؤال 7 : زيرا هر چيز محدودى منتهى به حدّى مىشود . اگر حد ممكن است ، پس افزايش ممكن است و اگر افزايش ممكن است ، پس كاهش نيز ممكن است ، بنابراين واجب الوجود نامحدود است . او نه افزايش مىيابد نه كاهش ، نه قابل تقسيم است و نه تصور مىشود .
امام عليه السلام ثابت كرد كه براى بشر غير ممكن است كه حدّ واجب الوجود را معرفى كند . به اين خاطر است كه « حد » - همانطور كه ما متذكر شديم - يكى از صفات ممكن الوجود است .
( 3 ) سؤال 8 : پس به من بگو دربارهء سخنت كه مىگويى او لطيف است ، شنواست ، بيناست ، داناست و عاقل است . آيا او مىتواند بشنود بدون گوش ، ببيند بدون چشم ، دقت كند بدون كار كردن با دست ، و حكيم باشد بدون استادى ؟
پاسخ سؤال 8 : مطمئنا شخصى از جمله ما بر طبق مهارت در كارش دقيق است . آيا نديدهاى انسانى را كه كارى را به عهده مىگيرد و دقت مىكند در كارهاى دستىاش ، به طورى كه گفته مىشود : « چه دقتى كرده چنين و چنان » ، پس چگونه نمىشود گفت آفريدگار بزرگ لطيف است زيرا خلق كرده موجود لطيف و بزرگى را و در او روح دميده و هر جنسى را از جنس ديگر در صورت فرق گذاشته است و هيچ يك از آنها شبيه به ديگرى نيست . پس تمام اينها از لطف خالق لطيف و آگاه در تركيب صورت آن است .
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 238
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢٣٨