پس چرا تو به هيچ يك از آنها ايمان نياوردهاى و معتقد به زردشت هستى از طريق داستانى كه دربارهء او به تو رسيده است و تأييد مىكنى كه او چيزى را آورده است كه ديگران نياوردهاند ؟
( 1 ) تحيّر و شگفتى بر سر موبد زردشتى مستولى شد . او گيج بود و چيزى براى گفتن نداشت . بنابراين نبيرهء پيامبر ( يعنى امام رضا عليه السلام ) رو به رؤساى اديان كرد و به آنها گفت : اى قوم ، اگر در ميان شما كسى هست كه مخالف اسلام است و مىخواهد از من سؤال كند ، بگذاريد هر سؤالى را كه مىخواهد بدون هيچ خجالتى مطرح كند . « 1 »
اين مناظرهها نيروهاى ضدّ اسلام را ساكت كرد و بروشنى توانايى زياد امام را بر علوم كه خدا به او عطا فرموده بود به اثبات رساند و درستى عقيدهء شيعه را به اثبات رساند كه مىگويند خدا به امامان اهل بيت عليهم السلام توانايى علمى بخشيده است و اينكه امامان عالمترين مردم آن جامعه بودند ، نه تنها در زمينهء علوم شرعى بلكه همچنين در همهء علوم .
( 2 ) انجمنها در خراسان توجه زيادى به اين مناظرات كه در آنها امام رضا عليه السلام بر رؤساى مذاهب و اديان غالب شده بود ، داشتند . در ضمن ، اين مناظرهها حسد و دشمنى مأمون را بر ضدّ امام رضا عليه السلام برانگيخت ، زيرا قصد او اين بود كه امام در طول مناظره از پاسخ عاجز بماند به منظور به كار بردن اين عجز به عنوان وسيلهاى براى رسوا كردن امام و برداشتن او از پست وليعهدى . در نتيجه مأمون از كوشش در اين راه كه خود را از دست امام رضا عليه السلام خلاص كند مضايقه نكرد . او فكر كرد كه وسيلهاى براى رهايى از دست امام ندارد مگر كشتن او يا مسموم كردن غذايش . ما موضوع شهادت امام را با جزئيات بيشترى در بخشهاى بعدى شرح خواهيم داد .
هامش
( 1 ) الاحتجاج ، ج 2 ، صص 199 - 212 ؛ عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، صص 154 - 168 .