خانههاى خود انجام مىدادند ، خبر مىداد . آيات زيادى در اين باره هست .
يهودى صحبت امام را قطع كرد ، گفت : خبر عيسى و محمد نزد ما به ثبوت نرسيده و براى ما جايز نيست كه به نبوت آنها اقرار كنيم و به آنچه كه ثابت نشده است ايمان بياوريم .
امام عليه السلام صحبت يهودى را رد كرد و گفت : شاهدانى كه براى عيسى و محمد ( ص ) شهادت دادهاند دروغگو هستند ؟
رأس الجالوت ساكت ماند و منتظر يك كلام مبهم غلط براى برگشت به نقطه نظرى بىاساس بود .
( 1 )
6 . مناظرهء امام رضا ( ع ) با هربذ اكبر
سران مذاهب و اديان شكست خوردند و ناتوانى آنها در برابر امام و ضعف در چهرهشان آشكار بود . كسى جز سر موبد زردشتيان نبود ، بنابراين امام رو به او كرد و گفت : دربارهء زردشت به من بگو چگونه تو ادعا مىكنى كه او يك پيامبر است ؟ دليل تو براى پيامبرى او چيست ؟
رئيس موبدان گفت : چيزهايى آورده كه قبل از او كسى نياورده است . البته ما خود او را نديدهايم اما اخبارى از اجدادمان در دست است كه او چيزهايى را كه ديگران حلال نكردهاند ، بر ما حلال كرد ، لذا از او پيروى مىكنيم .
امام از او پرسيد : تو به خاطر داستانى كه از زردشت به تو رسيده به او ايمان آوردى و پيروش شدى . اين طور نيست ؟
جواب داد : بلى .
امام عليه او با دليل غير قابل تكذيب ثابت كرد ، گفت : اين وضع براى همهء ملتهاست . داستان آنچه پيامبران انجام دادند مانند موسى و عيسى و محمد صلّى اللّه عليه و آله به آنها رسيده است . اگر همهء آنها اين كار را انجام دادهاند ،