مانند آنچه موسى نياورده بود ، يا چيزى مانند موسى آوردند ، واجب است آنها را تصديق كنيم .
( 1 ) امام عليه السلام بحث او را رد كرد و گفت : اى رأس الجالوت ، چه چيز مانع مىشود تو را از اقرار كردن به نبوت عيسى بن مريم ، در حالى كه او مرده را زنده مىكرد و كور و پيس را شفا مىداد و از گل شكل پرندهاى را درست مىكرد و در او مىدميد ، به اذن خدا پرنده مىشد ؟
يهودى طفره رفت و گفت : گفته شده است كه او اين كارها را كرده ، اما ما آنها را نديدهايم .
امام پاسخ او را با يك بحث قطعى داد ، گفت : آيا معجزاتى را كه موسى انجام داد ديدهاى ؟ آيا آن اخبار از افراد مورد اعتماد حضرت موسى نرسيده است كه او اين كار را كرد ؟
پاسخ داد : چرا .
امام او را مجبور كرد كه از طريق يك بحث قطعى آن را بپذيرد و سپس گفت : به اين طريق گزارشهاى متوالى دربارهء آنچه عيسى بن مريم انجام داده به تو رسيده است ، پس چگونه موسى را تصديق مىكنى و عيسى را تصديق نمىكنى ؟
( 2 ) رأس الجالوت ساكت ماند در حالى كه آثار ضعف در صورتش نمايان بود ، زيرا امام همهء راهها را به سوى او مسدود كرده و دلايل قطعى عليه او اقامه نموده بود . امام عليه السلام اضافه كرد : همين طور است امر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و آنچه او آورده و هر پيامبرى كه خدا فرستاده است . از نشانههاى اوست كه يتيم ، فقير ، شبان ، مزد بگير و درس نخوانده بود و نزد هيچ معلمى براى درس خواندن نرفت . سپس قرآن را آورد كه داستانهاى پيامبران عليهم السلام و سرگذشت آنان را حرف به حرف در بر دارد و اخبار گذشتگان و آيندگان را تا روز قيامت بازگو كرده است و از اسرار آنها و كارهايى كه در
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 232
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢٣٢