( 1 ) سپس امام اضافه كرد : چگونه مىخواهد خلق كند چيزى را كه خلق آن را نمىداند و نمىداند چيست ؟ و اگر سازنده نداند ، چگونه چيزى را مىسازد قبل از آنكه آن را بسازد ؟ پس او متحير است ، و خداى متعال برتر از همهء اينهاست .
سليمان اللّهبختى گفت : اراده قدرت است .
امام پاسخ داد : خداى عزّ و جل هميشه بر آنچه اراده نكرده است قادر است و فرارى هم از آن نيست زيرا خداى متعال مىفرمايد :
وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
. اگر اراده قدرت باشد ، او اراده مىكند كه آن را ببرد به قدرتش .
علايم عجز بر صورت سليمان ظاهر گرديد و او در برابر اقيانوس علم و شايستگى امام حيران شد و در نتيجه سكوت اختيار كرد . مأمون رو به او كرد و بحث امام را ستود ، گفت : اى سليمان ، او داناترين هاشمى است .
( 2 ) اين مناظره حاوى تحقيقات دينى مهمى است كه نشان مىدهد امام رضا عليه السلام توانايى علمى بزرگى داشته است و اين ، عقيدهء شيعهء اماميه را ثابت مىكند كه مىگفتند امام بايد داناترين مردم زمانش باشد . اين مناظره كوششهاى مأمون را كه قصد داشت امام در پاسخ حتى يك سؤال از خود عجز نشان بدهد تا او معتقدات شيعه را نسبت به امام سست كند ، خنثى كرد . شيخ صدوق رضى اللّه عنه تفسيرى بر اين مناظره دارد ، مىگويد : مأمون براى امام رضا متكلّمين زيادى از تيرههاى مختلف با اميال گمراهكننده به منظور مجاب كردن او حتى از طريق يكى از آنها دعوت كرد ، و اين به خاطر حسد نسبت به او و مقام علميش بود . همهء آنهايى كه با امام رضا عليه السلام به مناظره پرداختند به فضل و علم و شايستگى او نسبت به بحثهاى مطروحه اعتراف كردند . زيرا خداوند عالم دريغ مىنمود كه فردى بر او برترى جويد ، و نور خدا را تمام مىكند و حجت خود را يارى مىدهد و همچنين وعده فرموده در