تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
نيست ، در واقع قبول كرده‌اى كه غير خداست و وقتى مىگويى ارادهء خدا نيست ، در واقع قبول كرده‌اى كه آن خداست . ( 1 ) سليمان پرسيد : آيا خدا مىداند چگونه چيزى را پديد آورد ؟ امام فرمود : بلى . سليمان پرسيد : آيا اين چيزى را ثابت مىكند ؟ امام پاسخى عقلايى به او داد ، گفت : تو يك چيز غير ممكن مىگويى . زيرا چه بسا انسان بتواند ديوارى بسازد و آن را نسازد ، يا خياط باشد و خياطى نكند ، يا سازندهء چيزى باشد و آن را نسازد . اى سليمان ، آيا تو فهميدى كه او يكى است و چيزى با او نيست ؟ جواب داد : بلى . امام فرمود : آيا اين چيزى را ثابت مىكند ؟ اما سليمان آنچه را كه قبلا گفته بود انكار كرد ، گفت : او نمىداند كه يكى است بدون هيچ چيزى با او . امام پرسيد : تو اين را مىدانى ؟ جواب داد : بلى . امام فرمود : بنابراين تو - اى سليمان - بيشتر از او مىدانى ! ( 2 ) سليمان گفت : اين موضوع محال است . امام پرسيد : از نظر تو محال است كه خداوند واحد باشد و چيزى با او نباشد و سميع و بصير و حكيم و قادر باشد ؟ گفت بلى . امام پاسخى عقلانى به او داد ، گفت : چگونه مىگويى كه خداى متعال واحد است ، حىّ است ، سميع است ، بصير است ، حكيم است ، قادر است ، عليم است ، خبير است و خودش اين را نمىداند ؟ و اين رد مىكند آنچه را كه تو گفته‌اى و تكذيب مىكند آن را ، و خدا برتر از اين تهمتهاست .