گفت كه او بيش از عمل و كار و ساختن دارد ، و تصور اين نيست كه او نظريات و اعضايى مانند آن مخلوقات دارد . بنابراين بفهم و عقيدهات را اصلاح كن با آن ، همانطور كه براى دانستن آن آمدهاى .
امام عليه السّلام مىخواست بگويد كه افعال خدا و كار خدا فرق مىكند و شبيه آن ممكنات نيست كه محتاج وسيله و تفكر است مانند عقل و همهء اعضاى ثابت براى انجام آنها . اين براى خداى متعال غير ممكن است كه چنين وسيله و انديشهاى داشته باشد .
( 1 ) سؤال 4 : عمران گفت : اى آقاى من ، آيا به من خبر نمىدهى از حدود خلقت او و معانى و انواع آن ؟
( 2 ) پاسخ سؤال 4 : امام به او پاسخ داد : تو سؤال كردى . پس بدان كه حد مخلوقات شش نوع است : لمسكردنى ، وزنكردنى ، ديدنى ، چيزى كه وزن ندارد كه همان روح است و نوعى ديگر كه ديدنى است ولى وزن ندارد و قابل لمس و حس نيست ، و رنگ ندارد و قابل چشيدن نيست و اندازه و عرض و صورت و درازا و پهنا نيز ندارد . از آن جمله است عمل و حركاتى كه چيزها را مىسازد و كار مىكند و از حالى به حالى تغيير مىدهد و زياد و كم مىكند . اما راجع به كار و عمل ، آنها مىروند ، زيرا وقت بيشترى ندارند از آنچه براى نيازشان مقدّر شده . وقتى آن كار با چيزى انجام شد با حركت مىرود و اثر آن باقى مىماند . و جارى مجراى كلام است كه مىرود و اثرش باقى مىماند .
( 3 ) سؤال 5 : اى مولاى من ، آيا راجع به خالق به من نمىگويى ؟ اگر او يكى است و چيزى جز او نيست و چيزى با او نيست ، آيا به آفريدن خلق تغيير نمىكند ؟
معنى سؤال اين است كه اساس طبيعى حقيقت توسط خداى متعال مستلزم تغيير آفريدگار قادر مطلق به تغييرات آنهاست ، و اين بدان معنى است كه آنها با او در اصل متحدند و اين غير ممكن است .
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص١٧٨