است ، زيرا خداى تبارك و تعالى سخن و صحبت را به وجود مىآورد وقتى كه اراده كند . امام رضا عليه السّلام براى عمران صابى مثال چراغ را زد زيرا نمىشود گفت كه چراغ ساكت است و سخن نمىگويد و همچنين دادن نسبت اضافى به چراغ مجاز نيست . اين يكى از امكانات توضيح سخن امام عليه السّلام نسبت به او مىباشد .
( 1 ) سؤال 10 : اى مولاى من ، آن وجودى كه نزد من بود بايد بگويم آن وجود در ذاتش با عمل وجود تغيير مىكند .
پاسخ سؤال 10 : اى عمران ، معنى جملهء تو اين است كه هستى به هيچ وجه ذاتش تغيير نمىكند مگر وقتى كه اثرات آن ذات به طريقى آن را تغيير دهد . آيا ديدهاى كه آتش ، طبيعت خودش را تغيير دهد ، يا حرارت ، خودش را بسوزاند ، يا هيچ ديدهاى كه شخص بينا بينايى خود را ببيند ؟
عمران قبلا اين سؤال را تذكر داده بود . بعلاوه امام عليه السّلام پاسخ آن را داد و در توضيح آن گفت : هستى به هيچ وجه ذاتش تغيير نمىكند . براى مثال عملى كه از روح صادر مىشود افزايش يا كاهشى در او به وجود نمىآيد . با وجود اين ، مثال ديگر چشم است كه گرچه بينايى از آن صادر مىشود اما افزايش يا كاهشى در آن به وجود نمىآيد .
( 2 ) سؤال 11 : اى مولاى من ، آيا به من نمىگويى كه او در مخلوق است يا مخلوق در اوست ؟
پاسخ سؤال 11 : او اجلّ از همهء آنهاست . اى عمران ، نه او در مخلوق است و نه مخلوق در اوست . او برتر از همهء اينهاست . من به تو مىآموزم آنچه را كه نمىدانى . و نيست حول و قوهاى جز به وسيلهء خدا . راجع به آيينه به من بگو كه آيا تو در آن هستى يا آن در تو است ؟ پس اگر هيچ يك از شما در ديگرى نيستيد ، پس چگونه تو مىآيى و خودت را در آن مىبينى ، اى عمران ؟
امام عليه السّلام براى خدا غير ممكن دانست و او را برتر از آن شمرد كه
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 181
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص١٨١