امام رضا عليه السّلام و واقفيان
امام رضا عليه السّلام بعد از شهادت پدرش ، دچار موقعيّت اسفناك و دشوارى شد كه از هر جهت غمانگيز و موجب تأثّر آن حضرت بود ، زيرا از يك سو حكومت با تمام دستگاههاى خود در تلاش بود ، كه موجبات قتل او را فراهم كند ، و از اين حيث آن حضرت رنج مىبرد ، و از سوى ديگر ، شكاف عميقى كه موجب اختلاف ميان اصحاب و ياران پدرش شده بود ، او را دچار غم و اندوه كرده بود .
اين اختلاف بر اثر اشاعه پديدهاى ساختگى به وجود آمد ، مبنى بر اين كه امام موسى بن جعفر عليه السّلام نمرده است ، بلكه او زنده است و روزى مىخورد ، و همو قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و إله است ، و غيبت او همچون غيبت موسى بن عمران از قومش مىباشد ، و نتيجه اين فكر ، باعث وقوف امامت بر موسى بن جعفر عليه السّلام و عدم انتقال آن به فرزندش امام رضا عليه السّلام مىگرديد .
واقفيان نخستين
پديده وقف را ، برخى از بزرگان اصحاب امام موسى بن جعفر عليه السّلام رواج دادهاند ، مانند علىّ بن ابى حمزه بطائنى ، و زياد بن مروان قندى ، و عثمان بن عيسى رواسى ، و اين سه تن ، نخستين كسانى شمرده مىشوند كه اين مذهب را پديد آوردهاند و نسبت به آن اظهار اعتقاد و براى آن دعوت كردهاند .