تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
كسى وعده يا قرارى داده‌ام ، انجام آن را از او بخواهد و هر كس ناگزير از ديدار من است ، از او نوشته‌اى بياورد « 1 » . عبد الرّحمن بن الحجّاج گفته است : موسى بن جعفر عليه السّلام فرزندش على عليه السّلام را وصىّ خود قرار داد ، و در اين باره وصيّتنامه‌اى نوشت ، و شصت تن از بزرگان اهل مدينه را بر آن گواه گرفت « 2 » . از اين كه امام عليه السّلام در اين نصوص صريح و از طريق اقدامات ديگر ، بر وصايت فرزندش تأكيد مىكند و تصريح مىفرمايد كه او هم ناگزير از مرگ است ، از نظر ما براى جلوگيرى از انديشه وقف ، و ردّ تكذيب‌كنندگان مىباشد .

رسوايى سران واقفيان

برخى از سران وقف ، و پديدآورندگان آن ، احاديثى را نقل كرده‌اند ، كه دلالت بر كذب مدّعاى آنها در خصوص وقف دارد ، كه از آن جمله است : از زياد بن مروان قندى روايت شده كه گفته است : « بر ابا ابراهيم عليه السّلام وارد شدم ، و فرزندش علىّ عليه السّلام نزد او بود ، ابا ابراهيم عليه السّلام فرمود : اى زياد ! اين ، نامه‌اش نامه من ، سخنش سخن من ، و فرستاده او فرستاده من است ، و سخن حق همان است كه مىگويد » « 3 » . احمد بن محمّد الميثمى كه واقفى مذهب است ، از محمّد بن اسماعيل بن فضل هاشمى روايت مىكند ، كه گفته است : « بر ابى الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام وارد شدم ، آن حضرت بشدّت ناراحت بود ، به او عرض كردم : اگر آنچه را از خدا مىخواهيم پيش نياورد ، اتّفاق افتد ، به كى بايد مراجعه كنيم ؟ فرمود : به فرزندم علىّ ، نامه‌اش نامه من است ، و او وصىّ و پس از من جانشينم
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرّضا ج 1 ص 27 . ( 2 ) - عيون اخبار الرّضا ج 2 ص 28 . ( 3 ) - كافى ج 1 ص 381 - ارشاد مفيد ص 286 .