دهد . اگر سه برابر آنچه مزدش است ، به او بپردازى باز گمان مىكند ، كه از اجرت او كاستهاى ، و اگر پيش از انجام دادن كار ، مزدش را معيّن كنى ، و پس از آن پرداخت كنى ، تو را به سبب وفاى به عهد مىستايد ، و اگر اندكى زيادتر از مزدش به او بدهى ، آن را بخششى از تو مىداند » « 1 » .
در اين حديث امام عليه السّلام اشاره مىفرمايد ، به نكته مهمّى كه مربوط به قانون كار است ، تا به وسيله آن حقّ كارگر و كارفرما هر دو تأمين شود ، و چنان كه مىدانيم بسيارى از درگيريها و مشاجرهها ، ميان اين دو ، مربوط است به ميزان دستمزد ، اگر در ابتدا تعيين نشده باشد ، ولى چنانچه پيش از شروع كار ، هر دو درباره ميزان اجرت ، توافق كنند ، حقوق همديگر را تضمين ، و از بروز هر گونه نزاع و جدال ، جلوگيرى كردهاند ، و اگر كارفرما پس از پايان كار ، چيزى هر چند كم ، بر دستمزد و مقطوع بيفزايد ، امتنان و سپاس كارگر را براى خود جلب كرده است .
از بزنطى نقل شده كه گفته است : امام رضا عليه السّلام مركب خويش را برايم فرستاد ، و چون به صريّا آمدم ، همه شب را در خدمت آن حضرت بودم ، پس از آنكه شام برايم آورده شد ، امام عليه السّلام فرمود : برايم رختخواب اندازند ، يك بالش طبرى و يك تشك و لباس خواب قيصرى ، با يك عدد ملحفه مروى برايم آورده شد ، و پس از آنكه شام خوردم .
امام فرمود : آيا مىخواهى بخوابى ؟
گفتم : آرى فدايت شوم ، پس امام عليه السّلام شخصا ملحفه و لحاف را ، به رويم انداختند ، و فرمود : خداوند شبت را سلامت كناد ، و ما در آن وقت ، روى پشت بام بوديم .
هنگامى كه امام عليه السّلام از نزد من پايين رفت ، در دل خود گفتم ، من از امام عليه السّلام كرامت و محبّتى ديدم ، كه هرگز كسى آن را نديده است ، ناگهان آوازى برآمد : اى احمد ، و اين آواز براى من شناخته نبود ، تا اين كه غلام آن حضرت وارد شد .
گفت : آقايم را اجابت كن ، من فرود آمدم ، و به نزد آن حضرت رفتم ، امام عليه السّلام رو به سوى من كرد ، و فرمود : دست خود را پيش آر ، من دست خود را جلو بردم ، حضرت آن را گرفت و فشرد .
سپس فرمود : امير المؤمنين عليه السّلام كه درود خدا بر او باد ، به عيادت صعصعة بن صوحان
هامش
( 1 ) - كافى ج 5 ص 288 .