تربيتى امام عليه السّلام را ، كه هر كدام مربوط به جنبهاى از زندگانى انسان است ، عرضه مىداريم :
« ياسر خادم گفته است : روزى غلامان ميوهاى مىخوردند ، آنها ميوه را به تمامى نخورده باقى آن را ، به دور انداختند ، ابو الحسن الرّضا عليه السّلام به آنان فرمود : سبحان اللّه ، اگر شما از آن بىنيازيد ، هستند كسانى كه بدان نيازمندند ، به آنان بخورانيد » « 1 » .
در اين بيان امام عليه السّلام اشارهاى است ، به عدم توجّه به ناسپاسى در زندگى روزانه ، چنان كه امروز در زندگى ما هم به چشم مىخورد ، و هر كدام ما ، هنگامى كه از چيزى بىنيازى احساس مىكنيم ، خواه خوردنى باشد يا غير از آن ، بدون اين كه در صدد برآييم ، به وسيله آن نياز ديگران را بر طرف كنيم ، به طرق مختلف ، آن را از ميان مىبريم ، و در اين كار هم احساس گناه نمىكنيم .
سليمان بن جعفر جعفرى گفته است :
« براى كارى كه داشتم خدمت امام رضا عليه السّلام بودم ، خواستم به خانهام بازگردم .
امام فرمود : با من بيا ، و امشب را نزد من بمان . . .
با آن حضرت روانه شدم ، تا وارد خانه شد ، هنگام غروب آفتاب بود ، و غلامان در طويله خانه به كار گل و بستن اخيه ( ميخ آخور ) براى ستوران و غير از آن مشغول بودند ، و با آنان مرد سياهى كار مىكرد ، كه از جمله غلامان حضرت نبود ، امام عليه السّلام فرمود : اين مرد كه با شماست ، كيست ؟
گفتند : به ما كمك مىكند ، و مزدش را مىدهيم .
امام عليه السّلام فرمود : اجرتش را معيّن كردهايد ؟
گفتند : خير . . . هرچه به او بدهيم راضى است .
امام عليه السّلام شديدا برآشفت ، و تازيانه بر آنان فرود آورد .
گفتم فدايت شوم ، چرا خشمگين مىشويد ؟
فرمود : من بارها آنها را نهى كردهام ، از اين كه كسى را پيش از آنكه اجرتش را معيّن كنند به كار گيرند .
و بدان ! هر كارگرى بدون اين كه قبلا مزد او را تعيين كرده باشى ، كارى براى تو انجام
هامش
( 1 ) - كافى ج 6 ص 297 .