محمّد بن عباده مىگويد : امام عليه السّلام اندوه مرا دريافت .
فرمود : منظور تو در اين كار چيست ؟ اگر امر حكومت ، چنان كه مىگويى ، به ما بازگشت كند و تو هم آن چنان باشى ، كه اكنون هستى ، در آن روز هم چيزى نصيب تو نخواهد شد ، و مانند يكى از ديگران خواهى بود .
امام عليه السّلام در پاسخ خود ، نخست او را از واقع امر ، آگاه مىفرمايد ، و متذكّر مىشود ، تا موقعى كه امر خلافت كلّا به آن حضرت منتقل نشود ، سودى در قبول و اجابت نيست ، و چون بر اثر اين پاسخ ، آثار اندوه در چهره سائل ، ملاحظه مىكند ، روش خود را در امر حكومت و خلافت ، اگر به دست او برسد بيان ، و به طور خلاصه مىفرمايد ، كه در آن هنگام نزد او ، هيچ كس را ، بر ديگرى امتياز و برترى نيست ، و رعايت قانون عدل از طرف حكومت و اجراى اصل برابرى ميان مردم ، امورى ضرورى است ، و در چنين حكومتى ، اختلاف طبقاتى ، و تبعيض ميان افراد و ريختن مال به جيب دوستان و ياران ، وجود ندارد ، بلكه همه در حقوق اجتماعى با يكديگر برابرند ، بدون اين كه امتيازى ميان افراد وجود داشته باشد ، يا بر كسى به خاطر مصلحت ديگرى ، ستم شود .
بيان امام عليه السّلام درباره چگونگى روش او براى اداره امور امّت و حكومت ، عملا انتقاد صريحى است ، بر شيوه نظام جابر وقت ، كه بناى آن به هيچ روى ، بر اساس عدالت و برابرى ، استوار نبود ، بلكه بر پايه حفظ مصالح ويژهاى ، كه دوام حكومت و قدرت خليفه و ياران و پيروان او را تضمين مىكرد ، قرار داشت ، و خون و مال و عرض مردم و همه دستگاه دولت ، در خدمت اعمال خودسرانه ، و هوسهاى ستمگرانه حاكم و خويشان و يارانش بود ، و از اصول عدالت و برابرى ، كه اسلام با احكام و تعاليم انسانى خود ، آن را تضمين كرده ، اثرى وجود نداشت .
شيوههاى تربيتى امام عليه السّلام
ائمّه عليهم السّلام در مورد امور تربيتى ، و فرهنگ عملى ، و تهذيب نفوس ، كوشش فراوان داشتند ، و اهتمام آنان ، تنها به بيان و نصيحت و ارشاد ، منحصر نمىشد ، بلكه مراقبت دقيق بر اعمال ، و مواظبت مستمرّ سلوك و رفتار ، و ملاحظه و اصلاح نواقص و معايب اخلاقى را ، بر هر كس لازم و ضرورى مىشمردند . و ما در اين مورد ، سه نمونه از روش