را مىخرى زيان به شمار مياور » « 1 » .
نيكى و بخشش امام عليه السّلام براى اين نيست ، كه دوستى ديگران را به دست آورد ، و آنان را به جانب خود بكشاند ، بلكه به اعتبار اين است كه كرم و بخشش ، خويى پسنديده است ، كه انسان را به پروردگارش نزديك مىسازد ، و با اين كار ، خداوند را در آنچه به او داده و در نعمتهايى كه به وى تفضّل فرموده است شريك خويش قرار مىدهد ، و تفاوت ميان بخششهاى امام و ديگران همين است .
يعقوب بن اسحاق نوبختى گفته است :
« مردى از جلو ابى الحسن الرّضا عليه السّلام عبور ، و به او عرض كرد ، به اندازه جوانمردى خود ، به من بده امام عليه السّلام فرمود : اين را نمىتوانم .
عرض كرد : به اندازه جوانمردى من .
امام عليه السّلام فرمود : حالا بلى . سپس فرمود اى غلام دويست دينار به او بده « 2 » » .
خوددارى امام عليه السّلام از توجّه به درخواست نخست اين مرد ، كه به اندازه جوانمردى آن حضرت به او عطا فرمايد ، شايد براى اين است ، كه تمام دارايى امام عليه السّلام كمتر از آن مقدارى است كه جوانمردى او اقتضاى آن را دارد .
درباره احسان آن حضرت عليه السّلام به بينوايان و تهيدستان ، معمّر بن خلّاد حديث مىكند ، كه :
ابو الحسن الرّضا عليه السّلام هنگامى كه بر سفرهء غذا مىنشست ، قدح بزرگى نزديك او گذاشته مىشد ، امام عليه السّلام از بهترين غذاهايى كه حاضر مىكردند ، از هر كدام مقدارى بر مىداشت ، و در قدح مىگذاشت ، و دستور مىفرمود ، كه آن را به بينوايان و درماندگان برسانند ، سپس اين آيه را تلاوت مىفرمود ،
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ
« 3 » و بعد از آن مىفرمود :
خداوند دانا بود به اين كه همه انسانها ، توان آزاد كردن بنده را ندارند ، ( با اطعام طعام ) راهى براى اينها ، به سوى بهشت گشود « 4 » .
همچنين امام عليه السّلام از فشار سختى و محروميّتى ، كه زندگانى بينوايان و تنگدستان را ،
هامش
( 1 ) - مناقب ج 4 ص 361 .
( 2 ) - مناقب ج 2 ص 360 .
( 3 ) - سوره بلد / 11 ، يعنى : باز هم به عقبه ( تكليف ) تن درنداد .
( 4 ) - عيون اخبار الرّضا ج 2 ص 264 .