انسان ، تلقّى مىكرد ، زيرا شكيبايى و گذشت ، در هنگامى كه انسان مىتواند بدى را با بدى تلافى كند ، و نمىكند ، گوياى نيرومندى انسان ، در مهار كردن خشم ، و نشانه سلطه و قدرت او بر جلوگيرى از تحريكات نفس ، در برابر تجاوزات است ، و همين خويشتندارى موجب برانگيختن ستايش و بزرگداشت او از جانب ديگران است ، بويژه اگر چنين انسانى داراى مسؤوليّتهاى حكومتى و منصبهاى عالى باشد ، كه بردبارى و گذشت ، از هرچه براى او زيبندهتر و سزاوارتر است .
مردى بر مأمون وارد شد ، مأمون خواست گردن او را بزند ، امام رضا عليه السّلام حضور داشت . مأمون گفت : اى ابو الحسن چه مىفرمايى ؟
امام عليه السّلام فرمود : من مىگويم : . . . اگر نكويى كنى و از او درگذرى ، خداوند بر عزّت تو مىافزايد ، مأمون او را بخشيد « 1 » .
سرعت انتقال امام عليه السّلام
امام رضا عليه السّلام داراى حضور ذهن ، سرعت انتقال ، قوّت استدلال و روانى و شيوايى كلام بود ، معانى بكر و تازه ، در هنگام ضرورت بىزحمت انديشه ، و بدون سستى در بيان ، در اختيارش قرار داشت ، مباحثات و مناظرات آن حضرت ، با رؤساى اديان و دانشمندان و زنديقان ، كه آنان را با دلايل روشن ، و براهين قاطع محكوم و مغلوب مىفرمود . دليل آشكارى است بر درجه حضور ذهن و سرعت انتقال آن حضرت عليه السّلام .
از اين رو مشاهده مىشود ، كه علما و دانشمندان زمان ، از اين كه در مسائل علمى ، با آن حضرت وارد بحث و مناظره شوند ، خوددارى و بيم داشتند ، چنان كه در مجلسى كه مأمون از رؤساى اديان مختلف تشكيل داد ، و از آنها خواست ، كه بىپروا هرچه را اعتقاد دارند ، در اين مجلس ، مورد بحث قرار دهند ، پس از مناظره آن حضرت ، با دانشمندان حاضر ، سكوت همهجا را فراگرفت ، و زبان همگى آنان ، بند آمد .
هامش
( 1 ) - كشف الغمّه ج 3 ص 143 .