تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
فرمود : بلى . ستايش مىكنم پروردگارم را ، بر آنچه به من منّت نهاده است « 1 » . احسان و بخشش امام عليه السّلام از همين منشأ ايمان و مبدأ خير ، كه مبتنى بر مشاركت خداوند در اموال و نعمتها و بخششهاى او ، و بر مبناى فضل و كرمى كه درباره وى ارزانى داشته است سرچشمه مىگيرد امّا حقوقى كه خداوند واجب فرموده و امام عليه السّلام در اين حديث ، به آن اشاره كرده ، همان دستگيرى بينوايان و تهيدستان زمان است ، آنانى كه شرايط بيرحمانهء حاكم بر اوضاع ، زندگى آنها را واژگون و از هستى تهى ساخته است ، و يا توان كار ، براى به دست آوردن زندگى بهتر را از دست داده‌اند ، و يا درمانده و از وطن و كاشانه خود ، به دور افتاده‌اند ، و ديگر كسانى كه ضرورتهاى زندگى آنان را وادار كرده كه از ديگران درخواست كمك كنند . بى شكّ سؤال و خواهش خوارى است و موجب از ميان رفتن عزّت و آبروى سائل مىشود . زيرا او دست نياز دراز مىكند ، و با ديده خواهش و التماس ، به مسؤول مىنگرد و همه قلب خود را متوجّه آن چيزى مىكند كه به او داده مىشود . و امام عليه السّلام در اين حديث ، ما را متوجّه حقيقتى و الا و انسانى مىكند ، و آن اين است كه چيزى را كه انسان به سائل مىدهد ، بخشش نيست ، بلكه شكر نعمتى است كه خداوند به او تفضّل فرموده است ، از اين رو دارنده نعمت ، مادام كه حقوق واجب الاهى را نپرداخته ، در آزمون و خطر بزرگى است . و روش امام عليه السّلام در عطا و بخشش از همين زاويه ، و ناشى از حقيقت والاى انسانى است . از يسع بن حمزه نقل شده كه گفته است : من در مجلس امام رضا عليه السّلام مشغول گفتگو با او بودم ، و مردم بسيارى در خدمت آن بزرگوار گرد آمده بودند و از حلال و حرام ، مىپرسيدند ، ناگهان مردى بلند قامت وارد شد ، و گفت : سلام بر تو ، اى فرزند پيامبر خدا ، من مردى از دوستان تو ، و پدران و نياكانت هستم ، و از زيارت خانه خدا بازگشته‌ام ، و خرجى خود را از دست داده‌ام ، و چيزى كه بتوانم با آن ، خود را به منزل ديگر برسانم ، ندارم ، اگر موافقت فرمايى ، و مرا به ديار خويش فرستى ، من داراى نعمت و دولتم ، و استحقاق صدقه ندارم ، آنچه را مرحمت فرمايى ، از طرف شما صدقه خواهم داد . امام عليه السّلام فرمود : بنشين خدا تو را رحمت كناد . سپس رو به مردم كرد و به سخنان خود ،
هامش
( 1 ) - كافى ، ج 3 ص 502 .
الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 66 | محمدجواد فضل الله / سيد محمد صادق عارف