تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧

روش حكومت در برابر امام عليه السّلام

شايد موضعگيرى حكومتهاى وقت ، در برابر امام رضا و ديگر امامان اهل بيت عليهم السّلام خود تصوير روشنى از صفات ممتازى كه شخصيّت اين امامان را ، در اوج قلّه انسانيّت قرار داده ، به دست دهد ، بنابراين ناگزير بايد انگيزه كوشش و تلاش حكومتهاى زمان را در محدود كردن و زير نظر گرفتن ائمّه عليهم السّلام ، بدون اين كه متعرّض ديگر بزرگان علوى شوند توضيح دهيم ، و اين كه چرا پيوسته تحرّكات آنان را پيگيرى ، و اقدامات ايشان را ، در همه امور عمومى و شخصى مراقبت مىكردند روشن سازيم ، آنچه در اين باره مىتوان گفت اين است : 1 - اعتقاد بخش بزرگى از مسلمانان به امامت و حقّانيّت و اولويّت ائمّه عليهم السّلام براى خلافت ، و اين كه خلفاى ديگر ، اين منصب را غصب كرده ، و از حدّى كه خدا براى آنها قرار داده است ، پا فراتر نهاده‌اند ، از اين رو حكومت ، آنان را رقيب خود مىشمرد ، و عامل خطرى كه رژيم را تهديد مىكرد ، و نظام را منهدم مىساخت به حساب مىآورد . 2 - جمع شدن پيشوايان فكرى ، و سرآمدان علم و معرفت به دور ائمّه عليهم السّلام ، و اعتراف به حقارت خود در برابر برترى آنان در انواع علوم و فنون ، با اين كه اين بزرگان در انواع دانشها ممتاز ، و از نوابغ روزگار به شمار مىآمدند . اين جريان سينه خلفا را از دشمنى ائمّه عليهم السّلام پر مىكرد ، و كينه آنها را هرچه بيشتر و فزونتر مىساخت ، بويژه اين كه مردم با مشاهده اين وضع ، به اهل بيت عليهم السّلام شيفتگى پيدا مىكردند ، و به آنها تقرّب مىجستند ، و قلبا از مركز خلافت دور مىشدند . 3 - اين كه آنها از نظر سياست مملكتى و افكار عمومى ، بهترين جانشينانى بودند ، كه مىتوانستند مسؤوليّتهاى حكومت را بپذيرند و به وظايف آن عمل كنند ، و به شايستگى از عهده آن برآيند ، و همين امر ، باعث برانگيخته شدن ترس در دل خلفا بود ، و رؤيايى را كه براى آينده داشتند ، آشفته و پريشان مىساخت . 4 - سخن‌چينيهاى غرض‌آلود ، توسّط حسودان و كينه‌توزان ، به قصد پايان دادن به زندگى ائمّه عليهم السّلام يكى ديگر از انگيزه‌هاى اين موضعگيرى است ، چنان كه برخى از خويشاوندان ائمّه عليهم السّلام ، كه حسادت ، چشم بصيرت آنها را كور كرده بود ، نزد خلفا مىرفتند ، و تهمتها و نسبتهاى دروغى را ، كه مىدانستند قابل قبول و خوشايند خلفا و