تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
ديگرى روآوردند ! . . . امام عليه السّلام فرمود : سبب اين كه امير المؤمنين عليه السّلام را با اين كه فضايل او را مىدانستند ، ترك و به ديگران گراييدند جز اين نبود كه او بسيارى را كه به دشمنى با خدا و پيامبر او صلّى اللّه عليه و إله برخاسته بودند ، و اجداد و پدران و برادران و عموها و خالوها و نزديكان آنها بودند به قتل رسانيده بود از اين رو كينه او را در دل داشتند و نمىخواستند بر آنها فرمانروا شود ولى از ديگران چيزى در دل نداشتند ، زيرا آنان در پيش روى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله مانند او جهاد نكرده بودند ، به همين علّت از او روگردان و به ديگران مايل شدند . پاسخ امام عليه السّلام در اين باره نشان مىدهد كه در اعماق وجود مردم هنوز انحرافاتى وجود داشته است كه از دوران جاهليّت سياه مايه مىگرفته و ريشه در آن جا داشته است ، و گرنه كنار زدن علىّ عليه السّلام از مسند خلافت و مسؤوليّتهاى حكومت با همه شايستگيها و امتيازات بزرگى كه او را از ديگران جدا مىساخت ، امرى نبود كه تصادف آن را به وجود آورده باشد ، بلكه اين رويداد نتيجه فعّاليّت منظّمى بود كه از زمانى كه از شمشير علىّ عليه السّلام خود دشمنان خدا چكيدن گرفت آغاز شد و تا آن گاه كه خانه‌اى در ميان عرب نماند مگر اين كه شمشير علىّ عليه السّلام شيونى در آن برپا كرده باشد ادامه داشت . پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و إله خطر موقعيّت و دشوارى وضع علىّ عليه السّلام را پس از درگذشت خود مىدانست ، و توجّه داشت كه اعراب در كمين اويند تا از جهاد سرسختانه وى در راه خدا انتقام گيرند ، از اين رو سخنان آن حضرت درباره علىّ عليه السّلام با چنان صراحتى بود كه راه هرگونه ضديّت و مخالفت را با او مىبست ، امّا كينه‌ها و انتقامجوييها مانع شد . از علىّ عليه السّلام نقل شده كه فرموده است : اين سرآغاز بدبختى حقّ و عدالت است . لذا ما براى برگشت افكار عمومى از علىّ عليه السّلام پس از درگذشت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله دليلى جز آنچه امام رضا عليه السّلام بيان فرموده است نمىيابيم ، زيرا اگر ما بخواهيم نصوصى را كه صراحت بر خلافت بىچون چراى علىّ عليه السّلام پس از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله دارد كنار بگذاريم و تنها عقل را با معيارها و موازين منطقى كه دارد حاكم قرار دهيم ، تا كسى را كه سزاوار است جانشين پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و إله شود تعيين كند ، بىشكّ در حكم او كسى را جز على عليه السّلام بهره‌اى نيست ، به همين جهت اگر كينه‌توزى و انتقامجويى سبب كنار زدن على عليه السّلام از خلافت نباشد هر منصفى در پاسخ پرسش از علّت اين رويداد درمىماند .