تكوينى و مربوط به جهان هستى باشد ، خواه از مسائل دين و تشريع ، و اين علّتجويى از اصل « هر موجودى را علّتى است » ناشى است ، زيرا هستى به حكيم على الاطلاق تعلّق دارد كه عبث و بيهودگى در كار او نيست . از اين جاست كه مىبينيم برخى از امام رضا عليه السّلام درباره علل وضع بعضى احكام پرسش مىكنند ، تا نداى فطرت انسانى خود را كه شيفته شناخت و معرفت است پاسخ گويند .
پاسخهاى امام عليه السّلام متناسب با طبيعت احكام است
پاسخهاى امام عليه السّلام درباره علل احكام ، همواره با نوع حكم هماهنگ و متناسب است چنان كه گاهى كه در وضع حكم جهت اجتماعى بيش از جهات ديگر ملحوظ شده ، حكم در همين جهت تعليل شده است و اگر جنبه روحى يا طبيعى يا بهداشتى بيش از جنبههاى ديگر در نظر گرفته شده ، همين جنبه علّت وضع حكم بيان شده است و بالاخره همه عللى كه ذكر شده به مقتضاى چيزى است كه طبيعت حكم بدان اشاره دارد . مثلا هنگامى كه امام عليه السّلام علّت حرمت زنا را بيان مىكند مىفرمايد :
. . . و زنا براى فسادى كه در آن مىباشد حرام شده است از قبيل كشتن نفوس ، از ميان رفتن نسبها ، ترك تربيت كودكان ، تباهى مواريث و مفاسد ديگر . . .
امام عليه السّلام در اين بيان انگيزههاى اجتماعى حكم تحريم زنا را ذكر فرموده است ، زيرا در تشريع اين حكم ، جهت مذكور بيش از جهات ديگر ملحوظ شده است .
امام عليه السّلام حرمت ربا را نيز از نظر جنبه اجتماعى اين چنين تعليل مىفرمايد :
علّت تحريم ربا . . . از ميان رفتن نيكى و احسان ، تباهى اموال ، برانگيخته شدن حرص سودجويى در مردم ، و ترك دادن وام ، و اهمال واجبات و رها كردن كارهاى نيك است .
همچنين به سبب فساد و ستمى است كه در اين كار مىباشد .
در مورد علل تحريم گوشت خوك و خرگوش و مردار و سپرز امام عليه السّلام چنين بيان مىفرمايد :
امّا خوك زيرا آن زشت و ممسوخ است ، و خداوند آن را براى آفريدگان وسيله پند و عبرت و نيز دليل و هشدارى قرار داده بر مسخ كردن برخى از مخلوقات خود ، همچنين به علّت اين كه غذاى خوك از پليدترين چيزهاست و علل بسيار ديگر .