در فصل « مناظرات » ضمن گفتگوى امام عليه السّلام با علىّ بن جهم ذكر شده است و در اين جا بخش ديگرى از اين آيات را كه مأمون به امام عليه السّلام عرضه داشته و در پيرامون اين موضوع است بيان مىكنيم :
آدم عليه السّلام
در يكى از نشستهاى مأمون با امام عليه السّلام ، مأمون از آن حضرت پرسيد :
اى فرزند پيامبر خدا ، آيا اين سخن شما نيست كه پيامبران معصومند ؟
امام عليه السّلام فرمود : آرى .
مأمون عرض كرد : معناى قول خداى متعال در آيه
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
« 1 » چيست ؟
امام عليه السّلام آيه را اينگونه تفسير و توجيه مىفرمايد كه خداوند آدم و حوّا را تنها از نزديك شدن به درخت مورد نظر نهى فرموده و از خوردن ميوه آن درخت و آنچه از جنس آن باشد ، منع نفرموده بود ، و آدم و حوّا در خوددارى از نزديك شدن به آن درخت ، امر الاهى را امتثال كردند ، ليكن شيطان حقيقت را بر آنها مشتبه ساخت و از آنها خواست كه از ميوه درخت ديگرى كه از جنس درخت مورد نهى بود تناول كنند ، و براى آنها سوگند خورد كه خداوند آنان را از خوردن هر ميوهاى كه با ثمره آن درخت همجنس باشد ، نهى نفرموده است و او خيرخواه آنهاست ، آدم و حوّا به سوگند او اطمينان كردند و از ميوه درخت ديگرى كه با آن همجنس بود خوردند و اين عمل پيش از آن بود كه آدم به پيامبرى برگزيده شود و به دنيا هبوط كند ، و آنچه را مرتكب شده بود ، گناه كبيرهاى نبود كه به سبب آن مستوجب آتش دوزخ شود ، بلكه از گناهان صغيرهاى بود ، كه براى پيامبران ، پيش از بعثت آنان جايز و بخشوده است ، و هنگامى كه آدم را خداوند به پيامبر برگزيد معصوم بود و روا نبود كه هيچگونه گناهى چه صغيره و چه كبيره از او سر زند ، چنان كه خداوند عزّ و جلّ در اين باره فرموده است :
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى
« 2 » .
هامش
( 1 ) - طه / 121 يعنى : آدم پروردگارش را نافرمانى كرد پس بىبهره شد .
( 2 ) - همان . يعنى : آدم پروردگارش را نافرمانى كرد ، پس بىبهره شد ، سپس خداوند توبهء او را پذيرفت و هدايتش فرمود و او را به پيامبرى برگزيد .