پيامبران دروغ گفته شده است يارى ما به آنان فرارسيد .
و با اين بيان امام عليه السّلام شبههاى كه از ظاهر آيه به نظر مىرسيد بر طرف شد .
امام عليه السّلام با اينگونه تفسيرات جالب از آيات كريمه قرآن ، كه گاهى موجب توهّم ظهور آيه در مضمونى است كه درست عكس مفاد حقيقى آن است . غبار شكّ و شبهه را كه احيانا موضوع عصمت پيامبران را نيز مشوب ساخته بر طرف مىفرماى ، و بايد دانست كه بيانات امام عليه السّلام صرف توجيه و تأويل نيست ، بلكه حقايقى است كه جز به آنها نمىتوان ملتزم بود .
دست خدا قدرت اوست
در قرآن آياتى است كه ظاهر آنها گوياى اين است كه خداوند مانند انسان داراى اعضا و جوارح است كه به وسيله آنها نياز خود را بر طرف مىكند ، چنان كه در آن جا كه خداوند شيطان را پس از امر به سجده بر آدم و خوددارى او مخاطب قرار مىدهد ، مىفرمايد :
ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ
« 1 » و همچنين در آن جا كه فرموده است
يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ
« 2 » امّا امام عليه السّلام دست را به قدرت تفسير مىكند و مىفرمايد ، آيه شريفه به اين معناست كه : چه چيز تو را بازداشت از اين كه سجده نكنى بر چيزى كه من آن را به قوّت و قدرت خود آفريدم ، بنابراين چنان كه از ظاهر آيه تصوّر مىشود ، خدا داراى دست يا پا يا چشم يا اعضايى از اينگونه كه او را مانند انسان محدود كند نيست ، و آنچه از اين قبيل در نصوص آمده بايد به معنايى كه متناسب با تنزيه حق تعالى از آنچه ذات مقدّس او منزّه است تأويل شود . امام عليه السّلام ساق را در آيه شريفه به حجابى از نور تعبير و آيه را چنين تفسير مىكند كه هنگامى كه حجاب برداشته مىشود مؤمنان به سجده مىافتند ، و پشت منافقان سخت مىشود و قادر به سجود نمىشوند .
امام عليه السّلام براى دريافت مقاصد كتاب خدا ، اينگونه ، طريق امن و روش سالم و بىخطر را براى ما كه مىخواهيم آيات قرآنى را با امانت و تدبّر تفسير كنيم ، ترسيم مىكند .
هامش
( 1 ) - ص / 75 يعنى : چه مانع شد كه سجده نكنى به آنچه به دو دست ( قدرت ) خويش آفريدم .
( 2 ) - قلم / 42 يعنى : روزى كه پرده برداشته مىشود و به سجده خوانده مىشوند .