در اينجا نسيان را به معناى ترك ، تفسير مىكند ، و معناى اين كه خداوند كسانى را كه او را فراموش كردهاند ، ترك مىكند اين است كه ثواب كسانى را كه اميد به پاداش آخرت دارند ، به آنها نمىدهد ، و آن چنان خواهند بود ، كه گويى بكلّى خدا را فراموش كردهاند ، و هيچ كار نيكى براى آخرت انجام ندادهاند ، و خداوند آنان را از جزاى نيك خود ، دور ، و به عذاب و خلود در آتش جهنّم ، محكوم خواهد ساخت .
بنابراين در اين آيات شريفه ، منظور از نسيان ، فراموشى نيست ، و مقصود از ترك ، اهمال و رها كردن ، نمىباشد چنان كه امام عليه السّلام در پاسخ كسى كه تفسير آيه
وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ
« 1 » را از او پرسيده ، به اين موضوع اشاره ، و بيان فرموده است ، كه خداوند متعال مانند آفريدگانش به اين كه چيزى را ترك و رها كند ، توصيف نمىشود ، ليكن هنگامى كه بداند آنها از كفر و گمراهى بازنمىگردند ، لطف و يارى خود را از آنها بازمىدارد ، و آنها را به اختيار خود وامىگذارد .
رؤيت خداوند
از زمانى كه علم كلام و جدل ، در ميان مسلمانان پديد آمد ، و بر اثر مباحث آن ، وحدت مسلمانان در تفسير بسيارى از مسائل اعتقادى كه پايههاى اساسى مكتب اسلام ، به شمار مىروند ، از ميان رفت ، موضوع رؤيت خداوند يكى از همين مباحث كلامى بوده ، كه ميان مذاهب مختلف اسلام درباره آن اختلاف نظر واقع شده است .
نظريّه اهل بيت عليهم السّلام در مسأله رؤيت ، كاملا با توحيد اصيل ، كه اسلام پيامآور آن است ، همآهنگ مىباشد زيرا امكان ديدن خدا را با چشم سر ، كه موجب اعتقاد به محدوديّت اوست ، نفى مىكند . و آياتى را كه مشعر بر امكان رؤيت است ، مانند آيه شريفه
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ ، إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
« 2 » و قول خداوند متعال
. . . كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ
« 3 » و آيه مباركه
. . . وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا
« 4 » و آيات ديگرى كه بر اين معنا
هامش
( 1 ) - بقره / 17 يعنى : آنها را در تاريكيهايى كه چشم در آن نمىبيند رها مىكند .
( 2 ) - قيامت / 23 يعنى : رخسارهايى در آن روز شكفته و بهس وى پروردگارشان نگران است .
( 3 ) - مطففين / 45 يعنى : چنين نيست كه مىپندارند آنها از معرفت پروردگارشان محجوب و محرومند .
( 4 ) - فجر / 22 يعنى : آن هنگام فرمان پروردگار تو و فرشتگان صف در صف ( به عرصه محشر ) آيند .