پنسيلين ، و استرومايسين و اورومايسين و جز آنها در آن دوران خبرى نبود .
اين رساله در ظاهر ساده و هماهنگ با درك مردم آن زمان مىباشد ولى در باطن عميق و پيچيده است و نيازمند به بررسيهاى علمى و مباحثات طولانى است ، تا اين كه نكات و اسرار آن مكشوف ، و با حقايق جديد علمى سنجيده و تطبيق شود « 1 » .
ارزشيابى مأمون از اين رساله
مأمون اين رساله را با خوشحالى بسيار دريافت كرد ، و براى نشان دادن اهميّتى كه به آن مىدهد دستور داد كه با طلا نوشته ، و پس از آن در خزانه دار الحكمه نگهدارى شود به همين مناسبت است كه آن را رساله ذهبيّه ناميدهاند .
مأمون در ستايش اين رساله مىگويد : امّا بعد : من در رساله پسر عمّ اديب و دانشمند حبيب و منطقى طبيب كه در اصلاح ابدان و چارهجويى در برابر مرگ ، و نگهداشتن حدّ طعام است نگريستم ، و آن را در غايت كمال و برترين بخشش و انعام يافتم ، من با دقّت به مطالعه آن پرداختم ، و توسن انديشه را در آن جولان دادم ، هر بار كه آن را خواندم و در آن انديشه كردم حكمتهايى از آن بر من ظاهر ، و فوائدى از آن برايم آشكار ، و قلبم به سود سرشار آن مطمئن شد ، از اين رو آن را از بر كردم و مطالب آن را انديشيدم و دانستم ، و چون آن را از گرانبهاترين خواستهها ، و بزرگترين اندوختهها ، و سودمندترين فايدهها ديدم ، و هم به سبب نفاست و حسن موقعيّت بزرگى سود و فراوانى بركت آن ، فرمان دادم با طلا نوشته شود و آن را رساله ذهبيّه نام نهادم ، و پس از آنكه گروهى از جوانان هاشمى دولت از آن نسخهبردارى كردند ، آن را در خزانه دار الحكمه مخزون داشتم . . .
زيرا مرتّب داشتن غذاها موجب صلاح بدنهاست ، و اصلاح ابدان باعث بر طرف شدن بيماريهاست و دفع بيماريها سبب پيدايش زندگى است ، و با داشتن زندگى حكمت كسب مىشود و با حكمت بهشت به دست مىآيد ، آرى اين رساله شايسته صيانت و نگهدارى و داراى صلاحيّت و اعتبار است ، حكيمى است كه مىتوان بر آن اعتماد كرد ، و رايزنى است كه به دو بايد مراجعه كرد ، از كانهاى دانش است و امر و نهى آن بايد
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ص 19 ، 20 .