را با آنچه شناخت آن در اين زمينه مورد نياز است گردآورى خواهم كرد .
پس از اين مأمون شتابان به سوى بلخ حركت كرد ، و امام عليه السّلام او را همراهى نفرمود ، مأمون نامهاى به آن حضرت نوشت و خواستار شد كه وعده خود را در آن مورد وفا فرمايد ، امام عليه السّلام به او چنين پاسخ داد :
بسم اللّه الرّحمن الرحيم . اعتصمت باللّه ( به خدا پناه مىبرم )
امّا بعد ، نامه امير المؤمنين به من رسيد ، فرمان دادهاند كه او را از تجربهها و شنيدههاى خود درباره خوردنيها و نوشيدنيها و استعمال داروها و فصد و حجامت و حمّام و نوره و باه و جز اينها كه موجب سلامت و استقامت بدن است ، به اندازهاى كه مورد نياز است آگاه گردانم ، اينك آنچه مورد لزوم بوده و براى اداره و اصلاح بدن بايد به جاى آورده شود شرح و توضيح داده شده است و توفيق از خداست . پس از اين عبارات رساله آغاز مىشود . . .
شرحهايى كه بر اين رساله نوشته شده است
گروه بسيارى از علما و دانشوران ، اين رساله را شرح كردهاند ، كه من براى نمونه تنى چند از آنان را نام مىبرم :
1 - ترجمة العلوى للطب الرضوى ، نوشته سيد ضياء الدّين ابى الرّضا فضل اللّه بن على الرّاوندى متوفّى به سال 548 ه .
2 - ترجمة الذّهبيّه از مولى فيض اللّه عصّار ، شوشترى استاد طبّ و نجوم در زمان فتحعلى شاه همزمان با حكومت او بر شوشتر به سال 1107 كه خطى است و در كتابخانه مشكات در دانشگاه تهران موجود است ، و تاريخ نگارش آن سال 1133 ه است .
3 - ترجمة الذّهبيّه از مولى محمّد باقر مجلسى كه خطّى است و در كتابخانه مرحوم سيّد حسن صدر در كاظميّه موجود است .
4 - عافية البرّيه في شرح الذّهبيّه ، از ميرزا محمّد هادى فرزند ميرزا محمّد صالح شيرازى است كه در زمان شاه سلطان حسين صفوى تأليف شده ، و در كتابخانه سيّد