حسين همدانى در نجف اشرف موجود است .
5 - شرح طبّ الرّضا از مولى محمّد شريف خاتون آبادى كه آن را در حدود سال 1120 ه تأليف كرده است .
6 - ترجمة الذّهبيّه از سيّد شمس الدّين محمّد بن محمّد بديع رضوى مشهدى است كه در سال 1155 ه از نگارش آن فراغت يافته و خطّى است كه در كتابخانه شيخ على اكبر نهاوندى در خراسان موجود است .
7 - شرح طبّ الرّضا از سيّد على اكبر شبّر متوفّى به سال 1242 ه . شيخ نورى متذكّر شده كه اين نسخه را ديده است .
8 - شرح طبّ الرّضا از مولى حاج محمد فرزند حاج محمّد حسن مشهدى مدرس آن جا ، متوفّى به سال 1257 ه .
9 - شرح طبّ الرّضا از مولى نوروز على بسطامى .
10 - المحموديّة از حاج ميرزا كاظم موسوى زنجانى ، متوفّى به سال 1292 كه خطّى است و در نزد نوادگان او موجود است .
چنان كه گفته شد بسيارى از دانشوران ديگر به شرح اين رساله شريفه پرداخته ، و اسرار و دقايق آن را توضيح و تفسير كردهاند ، و شايد در اين تاريخ آخرين آنها دكتر عبد الصّاحب زينى است ، كه مطالب آن را با تازهترين اكتشافات علمى مقايسه و تطبيق داده ، و در سلسله انتشارات « ملتقى العصرين » چاپ و منتشر كرده است .
صحيفة الرّضا
از ديگر اين مؤلّفات كتاب « صحيفة الرّضا » است ، و اين در فقه است ، و ظاهرا انتساب آن به امام عليه السّلام در نزد علماى مشهور ما ثابت نشده است ، هر چند در مستدرك الوسائل آمده كه اين از كتابهاى معروف و مورد اعتمادى است ، كه هيچ كتابى از نظر اعتبار و وثوق ، چه پيش از تصنيف آن و چه بعد ، به پايه آن نرسيده است ، و ما نمىدانيم احكامى را كه صاحب مستدرك در اينگونه موارد صادر مىكند ، تا چه حدّ با حقيقت مطابقت دارد ، و شگفت اين است كه مجلسى در مقدّمه بحار بيان كرده است كه اين صحيفه با